تدبير در قرآن و عمل به آن در كلام على (عليه السلام)

در نهج البلاغه مطالب بسيارى پيرامون شناخت قرآن و اجراى دستورهاى آن آمده و به آن تاكيد شده است. به عنوان نمونه در فرازى از خطبه 110 مى‏فرمايد:

و تعلموا القرآن؛ فانه احسن الحديث، و تفقهوا فيه فانه ربيع القلوب، واستشفوا بنوره؛ فانه شفاء الصدور.

قرآن را ياد بگيريد كه بهترين گفته‏ها است، و در آن بينديشيد كه بهار دل هاست، و از نورش شفا جوييد كه شفاى قلب‏هاست.

و حضرت در خطبه 193 چنين مى ‏فرمايد:

تالين لاجزاء القرآن يرتلونها ترتيلا، يحزنون به انفسهم و يستشيرون به دواء دائهم، فاذا مروا بايه تشويق ركنوا اليها طمعا، و تطلعت نفوسهم اليها شوقا، و ظنوا انها نصب اعينهم، و اذا مروا بايه فيها تخويف اصغوا اليها مسامع قلوبهم، و ظنوا ان زفير جهنم و شهيقها فى اصول آذانهم؛

پرهيزكاران كسانى هستند كه قرآن را شمرده و با تدبر قرائت مى‏كنند، با آن جان خود را محزون مى‏سازند و داروى درد خود را از آن مى‏گيرند. هرگاه به آيه‏اى برسند كه در آن تشويق باشد، با علاقه فراوان به آن روى مى‏آورند و روح و جانشان با شوق بسيار در آن خيره شود و آن را همواره نصب العين خود مى‏سازند و هرگاه به آيه‏اى برخورد كنند كه در آن بيم باشد، گوش‏هاى دل خويش را براى شنيدن آن باز مى‏كنند و صداى ناله و به هم خوردن زبانه‏هاى آتش دوزخ با آن وضع ترس آورش در درون گوششان طنين انداز است.

اين عبارت با بيان بسيار روشن، ما را به دو امر (شناخت قرآن و عمل به دستورهاى آن) دعوت مى‏كند و بيان مى‏دارد كه آيات قرآن بايد همواره در قلوب مومنان اثر بگذارد و باعث تحول فكرى و عملى و رشد و ارتقاى آنان گردد. در غير اين صورت، قرائت آن براى ما بى اثر و خاصيت خواهد بود، بلكه گاهى موجب خسران ماست، چنان كه در قرآن مى‏فرمايد:

و لا يزيد الظالمين الا خسارا

و ستمگران را جز خسران و زبان نمى‏افزايد.

به قول شاعر:

باران كه در لطافت طبعش خلاف نيست
در باغ لاله رويد و در شوره زار خس

منبع: كتاب ويژگى ‏هاى بندگان خدا در قرآن نويسنده محمد محمدى اشتهاردى


اگر راست مى‏گوييد سوره‏اى مانند آن بياوريد

ه عقیده ما مسلمین, قرآن سخن و وحی خداوند یکتاست. سخنی است که شنیدنش لرزه بر اندام می آورد. درون آدمی را نرم کرده و ذهن را متوجه ذکر خدا می کند. سخن خداوندی است که صاحب ملکوت آسمانها و زمين است و آگاه و دانا به ریز و درشت خلقت است. این است که ماقرآن را روشنگر و راهنما می دانیم و عقیده داریم که معجزه پیامبر است.

از طرفی هر انسان غیر مسلمانی که بدون تعصب و غرض قرآن را بخواند بر نظم و آهنگ دلنواز آن اذعان دارد. این خود شاهدی بر اعجاز کلامی قرآن است چرا که قرآن وحی بر پیامبری بی سواد بوده است. ولی چنان آهنگ کلامی قرآن زیبا بوده و چنان  معانی آن بر دل می نشسته که اعراب زمان پیابر را مسلمان کرده. اعرابی که خود سخنور بوده اند و شعرای بسیاری داشته اند در برابر نظم و آهنگ کلام خدا سر فرود آورده اند. از طرفی کفاری که تعصب چشمانشان را کور و گوشهایشان را سنگین کرده بود قرآن را نمی پذیرفتند. گاهی به پیامبر تهمت شاعری می زدند و گاهی قرآن را افسانه های پیشین می خواندند.

برای اثبات بطلان ادعای کفار زمان پیامبر و همچنین کسانی که با تعصب و دیده کور به قرآن می نگرند ، خداوند آنها را به آوردن سوره ای مثل سوره های قرآن فرا می خواند. به این موضوع در پنج جای قرآن اشاره شده است:

۱- سوره ۲ آیات ۲۳ و ۲۴
و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كرده‏ايم شك داريد پس اگر راست مى‏گوييد سوره‏اى مانند آن بياوريد و گواهان خود را غير خدا فرا خوانيد. پس اگر نكرديد و هرگز نمى‏توانيد كرد از آن آتشى كه سوختش مردمان و سنگها هستند و براى كافران آماده شده بپرهيزيد.
۲- سوره ۱۷ آیه ۸۸
بگو اگر انس و جن گرد آيند تا نظير اين قرآن را بياورند مانند آن را نخواهند آورد هر چند برخى از آنها پشتيبان برخى [ديگر] باشند.
۳- سوره ۱۱ آیات ۱۳ و ۱۴
يا مى‏گويند اين [قرآن] را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مى‏گوييد ده سوره برساخته‏شده مانند آن بياوريد و غير از خدا هر كه را مى‏توانيد فرا خوانيد. و اگر آنها دعوت شما را نپذيرفتند بدانيد با علم الهي نازل شده و هيچ معبودي جز او نيست آيا با اينحال تسليم مي‏شويد؟
۴- سوره ۱۰ آیات ۳۸ و ۳۹
يا مى‏گويند آن را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مى‏گوييد سوره‏اى مانند آن بياوريد و هر كه را جز خدا مى‏توانيد فرا خوانيد.بلكه چيزى را دروغ شمردند كه به علم آن احاطه نداشتند و هنوز تاويل آن برايشان نيامده است كسانى [هم] كه پيش از آنان بودند همين گونه [پيامبرانشان را] تكذيب كردند.
۵- سوره ۵۲ آیات ۳۳ و ۳۴
مى‏گويند آن را بربافته [نه] بلكه باور ندارند. پس اگر راست مى‏گويند سخنى مثل آن بياورند.

بر طبق این آیات خداوند ناباوران را به آوردن سوره ای شبیه قرآن فرا می خواند. کفار زمان پیامبر با همه سخن وریشان و تسلطشان به زبان عربی نتوانستند این کار را بکنند. آنها که تهمت شاعری به پیامبر می زدند فرصت طلایی به دست آورده بودند تا در زمانی که اسلام نو پا بود و تعداد مسلمین بسیار اندک ، این دین جدید را فقط با آوردن یک سوره به زانو بیاورند ولی نتوانستند. اکنون که قرنها از این فرا خوانی قرآن می گذرد، عده ای از مخالفان قرآن که نه تنها نظم و زیبایی ظاهری قرآن را درک تکرده اند بلکه مفهوم و معنی قرآن را نیز متوجه نمی شوند، ادعا می کنند که تقلید از قرآن و نوشتن سوره ای مثل  سوره های قرآن کاری ساده است. بعضیها پا را فراتر گذاشته و اشعار حافظ و فردوسی و شاعران دیگر را برتر از قرآن می دانند. این عده خود درک نمی کنند که سخنور و شاعر برجسته ای چون حافظ خود به اعجاز قرآن اذعان داشته چرا که شعر میسروده و تفاوت شعر خود با قرآن را درک می کرده. قرآن برای این موضوع مثال عصای موسی را می آورد. وقتی که موسی عصای خود را به اذن خداوند تبدیل به مار کرد ، فرعون که احاطه علمی نداشت و تعصب چشمانش را کور کرده بود معجزه موسی را نمی پذیرفت در حالیکه جادوگران او که فرعون برای مبارزه با موسی فرا خوانده بود ، ضعف و محدودیت خود را درک می کردند  و با دیدن معجزه موسی ایمان آوردند. چرا که آنها بر خلاف فرعون می دیدند که کار موسی از عهده یک انسان خارج است و تنها یک قدرت مافوق طبیعی و برتر از عهده آن بر می آید.

در اینجا برای نشان دادن پوچی ادعای این افراد تصمیم گرفتم که از دید یک غیر مسلمان ولی بدون تعصب به این موضوع نگاه کنم. ببینم بدون در نظر گرفتن اعتقاداتم به عنوان یک مسلمان آیا می توانم سوره ای مانند سوره های قرآن بنویسم یا نه. اگر در انتها اذعان کردم که اینکار نه تنها از عهده من بلکه از عهده هیچ انسانی بر نمی آید خط بطلانی می کشم بر ادعای مخالفین متعصب قرآن.
برای اینکار به کوتاهترین سوره قرآن توجه کردم. سوره کوثر کوتاهترین سوره قرآن است که تنها ده کلمه دارد:

إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ : ما تو را [چشمه] كوثر و فراوانی تعمت داديم
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ :  پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى كن
إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ : دشمنت‏ خودبى‏تبار و دست کوتاه از آینده خواهد بود

با خواندن این سوره متوجه می شویم که این سوره به صورت نظم است. پس اگر قرار باشد سوره ای مانند این بیاوریم باید به صورت نظم باشد. از طرفی کلمات نظم به دقت انتخاب شده اند. کوثر و انهر و ابتر هر سه چهار حرف دارند که نوشتن نظمی مثل آن را مشکل می کنند. در قدم بعد به دنبال این سه لغت در قرآن گشتم. متوجه شدم که این سه لغت تنها و تنها یکبار و آنهم در این سوره آمده اند. این یعنی اگر قرآن ساخته سخنان پیامبر می بود او باید با لغاتی که نه قبل و نه بعد از آن استفاده می کند شعر بگوید. این نوشتن سوره ای مثل این را بسیار مشکل می کند. ما شاید بتوانیم از سخن دیگران تقلید کنیم ولی اگر لازم بود که با لغاتی که هرگز استفاده نکرده ایم نظم بگوییم کار بسیار مشکلی می داشتیم. تا اینجا من فقط به نظم ظاهری قرآن نگاه کرده ام  و فعلا بسیار تحت تاثیر قرار گرفته ام.

در مرحله بعد به معنی و مفهوم سوره نگاه کردم. این تیر خلاصی بود برای من که ایمان بیاورم نه  تنها من بلکه هیچ انسان دیگری نمی تواند شبیه این سوره بیاورد. آیات پیشگویی هستند در مورد مخالفان پیامبر که در زمان پیامبر به حقیقت پیوست. پیامبر به اوج اقتدار رسید و خداوند نعمتش را بر او کامل کرد و دشمنانش همه کوتاه دست ماندند. هیچ انسانی هرگز نخواهد توانست آینده را پیشگویی کند. اگر اعراب زمان پیامبر در برابرنظم و آهنگ سوره کو ثر سر تسلیم فرد آوردند اکنون ما باید سر تعظیم بر مفهوم آن نیز فرود بیاوریم. این یعنی ما با درک اندکی که از قرآن داریم اگر بدون تعصب به کوچکترین سوره قرآن بنگریم اذعان می کنیم که این سوره سخن قدرتی است که دانای نهان و غیب است. خداند در قرآن می فرماید:

و كليدهاى غيب تنها نزد اوست جز او [كسى] آن را نمى‏داند و آنچه در خشكى و درياست مى‏داند و هيچ برگى فرو نمى‏افتد مگر [اينكه] آن را مى‏داند و هيچ دانه‏اى در تاريكيهاى زمين و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [ثبت] است.

سوره های دیگر هر کدام داستانی دگر دارند و عظمتی دگر. ما با دانش اندکمان تنها در حد و اندازه فهممان می توایم از قرآن استفاده کنیم و با توصل به خدا قرآن را راهنمای مسیرمان قرار دهیم.

آداب ظاهری تلاوت قرآن

اى خواندن قرآن آدابى است كه مرحوم فيض كاشانى در كتاب شريف محجة البيضاء به تفصيل و در مقدمه يازدهم تفسير صافى به طور اجمال به آنها پرداخته است. آداب تلاوت قرآن به دو قسمت ظاهرى و باطنى قابل تقسيم است....


 

براى خواندن قرآن آدابى است كه مرحوم فيض كاشانى در كتاب شريف محجة البيضاء به تفصيل و در مقدمه يازدهم تفسير صافى به طور اجمال به آنها پرداخته است. آداب تلاوت قرآن به دو قسمت ظاهرى و باطنى قابل تقسيم است:

در این بخش به بررسی آداب ظاهرى تلاوت قرآن می پردازیم.

آداب ظاهرى تلاوت قرآن بسيار است و مرحوم فيض تا ده ادب آن را آورده است و ما به طور اجمال و اختصار به بخشى از آنها اشاره مى‏كنيم:

الف- طهارت:

از جمله آداب ظاهرى تلاوت قرآن اين است كه شخص قارى در حين قرائت طاهر باشد؛ زيرا چنانكه به باطن قرآن راه پيدا نمى‏كند مگر كسى كه باطنى پاك داشته باشد، مسّ ظاهر قرآن نيز بدون طهارت ظاهرى مجاز نيست چنانكه در آيه شريفه آمده است: «لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» البته معناى اين سخن اين نيست كه اگر كسى بدون طهارت قرآن خواند، گناه كرده و يا اصلا ثواب ندارد بلكه ثوابش كمتر است، لكن مس خطوط و كلمات قرآن بدون طهارت حرام‏است.

ب- از رو خواندن قرآن:

گرچه قرآن چه از حفظ خوانده شود و چه از رو، ثواب دارد، ولى در روايات وارد شده است كه خواندن قرآن از رو، بهتر از خواندن قرآن از حفظ است؛ زيرا نظر كردن به خطوط قرآن خود ثواب است و در خواندن از حفظ، چشم از خط قرآن محروم است ولى وقتى از رو خوانده شود چشم هم سهمى خواهد داشت، لذا در حديثى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمده است كه: «اعطوا اعينكم حظّها من العبادة، قالوا و ما حظّها من العبادة يا رسول اللّه؟ قال: النّظر في المصحف ...».

يعنى: «حظ و بهره چشمهايتان را از عبادت به آنها بدهيد، گفتند: يا رسول اللّه! حظ و بهره چشم از عبادت چيست؟ فرمود: نگاه كردن به قرآن ...».

و در حديث ديگر فرمود: بهترين عبادت امت من خواندن قرآن از روى قرآن است: «أفضل عبادة أمّتي تلاوة القرآن نظرا».

و در حديثى از امام صادق عليه السّلام آمده است: «من قرأ القرآن في المصحف متّع ببصره و خفّف عن والديه و إن كانا كافرين».

يعنى: «هر كس از روى قرآن، قرآن بخواند از چشم خود بهره برده و در عذاب پدر و مادر وى تخفيف حاصل مى‏شود هر چند كافر باشند».

و در حديثى ديگر از امام صادق عليه السّلام پرسيدند: «قرآن را از حفظ بخوانيم بهتر است يا از رو؟ فرمود: از رو بخوانيد افضل است؛ زيرا نگاه كردن به قرآن خود عبادت است» .

ج- استعاذه قبل از قرائت:

از جمله آداب تلاوت قرآن اين است كه هنگام خواندن قرآن از وساوس شيطان به خدا پناه برد و بگويد: «أعوذ باللّه من الشيطان‏الرّجيم»؛ زيرا در آيه شريفه دستور استعاذه داده شده است: فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ و بعضيها گفته‏اند: استعاذه قبل از شروع به قرائت قرآن پاك كردن زبان از اذكار غير خدا كه قبلا بر اين زبان جارى شده و جارو كشيدن قلب از آلودگيهاى وساوس شيطان و نفسانى است و بايد انسان به همين قصد استعاذه نمايد .

د- ترتيل در قرائت:

مقصود از ترتيل كه در قرآن كريم و روايات اولياى دين دستور آن داده شده است اين است كه: قرآن را با تأنى و شمرده و كلمات واضح بخوانند به طورى كه اگر شنونده بخواهد كلمات را بشمرد بتواند بشمارد و از امير المؤمنين عليه السّلام نقل شد كه مقصود از ترتيل «حفظ الوقوف و أداء الحروف» يعنى:

«محافظت حروف و اداى آن از مخارج خود است».

و در كلام ديگرش در معناى ترتيل فرموده است: «بيّنه بيانا و لا تهذّه هذّ الشّعر و لا تنثره نثر الرّمل و لكن أفزع به القلوب القاسية و لا يكون همّ أحدكم آخر السّورة» «4».

يعنى: «كلمات را واضح و روشن ادا نما و پياپى و پشت سر يكديگر مخوان يعنى حروف آن را متصل به يكديگر مانند اتصال مو به يكديگر مگردان و مانند ريگ نيز پراكنده مكن (يعنى نه آنقدر پيچيده و متصل باشد و نه آنقدر هم پراكنده و متفرق) و لكن به وسيله آن دلهاى سخت و قسى را بكوب؛ يعنى حروف و كلمات قرآن را آنچنان ادا كن كه حتى در دلهاى سخت جاى گيرد و مؤثر افتد (و در موقع خواندن قرآن) نبايد همّ شما اين باشد كه به آخر سوره برسيد؛ يعنى مهم كيفيت خواندن قرآن است نه كميت آن».

ابو حمزه ثمالى مى‏گويد: به ابن عباس گفتم: من در خواندن قرآن بسيار شتابزده‏ام‏ و تند مى‏خوانم، ابن عباس در پاسخ گفت: «لأن أقرء البقرة و أرتّلها أحبّ إليّ من أن أقرء القرآن كلّه؛ يعنى: اگر تنها سوره بقره را با مراعات ترتيل بخوانم براى من محبوبتر است از اينكه كل قرآن را بدون ترتيل بخوانم» «1».

و در حديثى از امام صادق عليه السّلام پرسيدند كه: مقصود از ترتيل چيست؟ فرمود:

«ترتيل آن است كه چون به آيه‏اى رسيدى كه در آن ذكر بهشت باشد آن را از خداى سبحان براى خود طلب نمايى و اگر به آيه‏اى رسيدى كه در آن ذكر دوزخ شده باشد، از آتش آن پناه به خدا برى» «2».

و در حديثى از ابو بصير از امام صادق عليه السّلام آمده است كه: «ترتيل آن است كه در آيات مكث و تأمل و توقف نمايى و آن را با صداى زيبا بخوانى» .

با توجه به مطالب ياد شده معلوم مى‏شود كه هر يك از اين معانى كه براى ترتيل گفته شد، از باب بيان مصداق است نه بيان معناى انحصارى تا توهم تناقض پيش آيد؛ يعنى ترتيل معناى عامى دارد كه حفظ وقوف، اداى حروف، تبيين كلمات، تدبر در معانى، زيبايى صوت و پناه بردن به خدا از عذاب در هنگام خواندن آيات عذاب و تقاضاى نعمت از خدا حين تلاوت آيات نعمتهاى الهى اعم از نعمتهاى اخروى و دنيوى همه و همه از مصاديق آن هستند.

ه- حزن و بكاء در حين قرائت:

يكى از آداب خواندن قرآن اين است كه قرآن را با حزن و اندوه بخواند و در حين خواندن براى حالات قبر و قيامت خود گريه كند، چنانكه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وارد شده كه: قرآن را بخوانيد و گريه كنيد و اگر گريه نداريد تباكى كنيد (يعنى سر به گريه كردن بزنيد و خود را شبيه گريه كنندگان در آوريد):

«أتلوا القرآن و ابكوا فإن لم تبكوا فتباكوا».

نقل شده كه: يكى از زهاد بصره به نام صالح، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را در خواب ديد و در خواب براى پيامبر قرآن خواند، حضرت به او فرمود: اين قرائت است گريه آن كجاست:

«يا صالح هذه القرائة أين البكاء؟» .

و در حديثى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مى‏خوانيم:

«إنّ القرآن نزل بحزن فإذا قرأتموه فتحازنوا» .

يعنى: «قرآن بر اساس حزن نازل شده پس شما وقتى كه آن را مى‏خوانيد محزون باشيد».

و در حديثى از امام صادق عليه السّلام مى‏خوانيم:

«إنّ القرآن نزل بالحزن فاقرؤوه بالحزن» .

منظور از حزن و محزون شدن در وقت تلاوت قرآن اين است كه در موقع قرائت قرآن، قارى بايد در اوامر و نواهى و وعد و وعيد و بهشت و جهنم و تكاليفى كه به بشر متوجه شده است تأمل و تدبر نمايد و بعد به قصور و تقصير خود در انجام وظايف بينديشد و قهرا بر او حزن مستولى خواهد شد و به تعبير ديگر براى عاقبت خود محزون باشد.

و- بلند خواندن قرآن:

منظور از جهر در قرائت آن حدى است كه خود بشنود و اما بلندتر خواندن به طورى كه ديگران هم بشنوند نمى‏توان گفت در همه موارد مستحب است بلكه ممكن است در بعضى از موارد مكروه باشد؛ مثلا اگر در موردى‏ باعث اذيّت ديگران باشد قطعا ممدوح نخواهد بود بلكه در روايات وارد شده است كه: قرائت سرىّ افضل از قرائت علنى است چنانكه صدقه سرّى افضل از صدقه علنى است «1».

رواياتى نيز در فضيلت به جهر خواندن قرآن وارد شده است كه مرحوم فيض كاشانى در كتاب محجة البيضاء «2» آورده است. و از جمع بين روايات استفاده مى‏شود كه موارد، فرق مى‏كند در بعضى از موارد «جهر» افضل است و در بعضى از موارد «سرّ» افضل از جهر است، البته اگر در جهر قصد ريا باشد قطعا حرام و موجب حبط ثواب است.

ز- با صداى زيبا خواندن قرآن:

از جمله آداب آن است كه انسان قرآن را با صوت حسن و صداى زيبا بخواند؛ چنانكه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل شد كه:

«لكلّ شي‏ء حلية و حلية القرآن الصّوت الحسن» .

يعنى: «براى هر چيزى زيور و زينتى است و زيور و زينت قرآن صداى نيكو و زيبا است».

و از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه: امام زين العابدين عليه السّلام بهترين مردم از لحاظ زيبايى صوت در قرائت قرآن بود و هنگامى كه امام با صداى بلند قرآن مى‏خواند، سقاهاى كوچه، دم در منزل آقام توقف مى‏كردند و قرآن او را استماع مى‏نمودند .

و در بعضى از روايات آمده است كه: بعضيها با شنيدن صداى قرآن امام زين العابدين عليه السّلام از خود بيخود مى‏شدند .

البته خواندن قرآن با صداى زيبا غير از خواندن قرآن با حالت غناست كه در روايات و فتاوى فقها منع شده است.

ح- دعا، قبل و بعد از قرائت:

از جمله آداب تلاوت قرآن اين است كه قارى قبل از شروع به خواندن قرآن و پس از اتمام آن، دعاهايى كه از طرف معصومين عليهم السّلام در اين رابطه وارد شده است را بخواند، البته در اين زمينه دعاهاى بسيار وارد شده است كه نقل همه آنها براى ما ميسر نيست ولى به عنوان نمونه به بعضى از آنها اشاره مى‏كنيم:

نقل شده كه: امام صادق عليه السّلام وقتى قرآن را در دست مى‏گرفت قبل از آنكه شروع به خواندن نمايد اين چنين مى‏فرمود:

«اللهمّ إنّي أشهد أنّ هذا كتابك المنزل من عندك على رسولك محمّد بن عبد اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و كلامك النّاطق على لسان نبيّك، جعلته هاديا منك إلى خلقك و حبلا متّصلا فيما بينك و بين عبادك، اللهمّ إنّي نشرت عهدك و كتابك، اللهمّ فاجعل نظري فيه عبادة و قرائتي فيه فكرا و فكري فيه اعتبارا و اجعلني ممّن أتّعظ بيان مواعظك فيه و اجتنب معاصيك و لا تطبع عند قرائتي على سمعي و لا تجعل على بصري غشاوة و لا تجعل قرائتي قرائة لا تدبّر فيها، بل اجعلني أتدبّر آياته و أحكامه، آخذا بشرايع دينك و لا تجعل نظري فيه غفلة و لا قرائتي هذرا إنّك أنت الرّؤوف الرّحيم» .

و از امام صادق عليه السّلام نقل شده: وقتى از خواندن قرآن فارغ مى‏شد، اين دعا را مى‏خواند:

«اللهمّ إنّي قد قرأت ما قضيت من كتابك الّذي أنزلت فيه على نبيّك الصّادق فلك الحمد ربّنا، اللهمّ اجعلني ممّن يحلّ حلاله و يحرّم حرامه و يؤمن بمحكمه و متشابهه و اجعله لي انسا في قبري و انسا في حشري و اجعلني ممّن ترقّيه بكلّ آية قرأها درجة في أعلى علّيين آمين ربّ العالمين» .

و از امير المؤمنين عليه السّلام نقل شده كه: پس از ختم قرآن اين دعا را مى‏خواند:

«اللهمّ اشرح بالقرآن صدري و استعمل بالقرآن بدني و نوّر بالقرآن بصري و أطلق بالقرآن لساني و أعنّي عليه ما أبقيتني فإنّه لا حول و لا قوّة إلّا بك» .

البته بهترين و كاملترين دعا براى ختم قرآن كريم دعاى چهل و دوم صحيفه سجاديه است كه اول آن اين است:

«اللهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد و أفرشني مهاد كرامتك ...».

آداب باطنی تلاوت قرآن

براى خواندن قرآن آدابى است كه مرحوم فيض كاشانى در كتاب شريف محجة البيضاء به تفصيل و در مقدمه يازدهم تفسير صافى به طور اجمال به آنها پرداخته است. آداب تلاوت قرآن به دو قسمت ظاهرى و باطنى قابل تقسيم است.....

 

 

براى خواندن قرآن آدابى است كه مرحوم فيض كاشانى در كتاب شريف محجة البيضاء به تفصيل و در مقدمه يازدهم تفسير صافى به طور اجمال به آنها پرداخته است. آداب تلاوت قرآن به دو قسمت ظاهرى و باطنى قابل تقسيم است:

در این بخش به بررسی آداب باطنی تلاوت قرآن می پردازیم.

براى تلاوت قرآن كريم علاوه بر آداب ظاهرى، يك سلسله از آداب باطنى را نيز لازم دانسته‏اند كه به طور اختصار به بعضى از آنها اشاره مى‏كنيم و آنها عبارتند از:

الف- فهم عظمت كلام الهى:

يعنى انسان وقتى قرآن مى‏خواند بايد در عظمت كلام الهى و نعمتى كه خداوند از اين طريق به بشر ارزانى فرموده و لطفى كه از ناحيه نزول قرآن از عرش به فرش به خلقش فرموده و آن را از درجه عرش جلالش به درجه فهم مخلوقش تنزل داده، تفكر و تدبر نمايد و بينديشد كه خداوند چه اندازه بر بشر منت نهاده و لطف كرده كه فهم كلام او كه صفتى قائم به ذات او بود، آن را در حدى تنزل داده كه بشر قاصر، آن را بفهمد؛ زيرا كلام الهى همان است كه كوه توان تحملش را نداشت ولى خداوند موساى كليم را آنچنان ثابت قدم قرار داد كه توانست سخن خدا را استماع نموده و بفهمد و درباره قرآن نيز گفته شده:

لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى‏ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ « سوره حشر، آيه 29».

يعنى: «اگر قرآن را بر كوه نازل مى‏كرديم هر آينه ديده بودى آن را كه از ترس خدا فروتن و شكافته شده البته اينها را براى مردم از باب مثال گفته‏ايم تا شايد فكر كنند و بينديشند».

ب- تعظيم متكلم:

يعنى قارى وقتى مى‏خواهد به تلاوت قرآن بپردازد، نخست بايد فكر كند كلامى كه مى‏خواهد بخواند كلام بشر نيست بلكه كلام خالق است و بداند كه رسيدن به ظاهر و باطن اين كلام از هر كسى ساخته نيست؛ چرا كه: لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ « سوره واقعه، آيه 79»، خلاصه تا انسان خود را از درون تصفيه نكند و از رذائل پاك نگرداند و متخلق به اخلاق الهى نگردد و از درون نورانى نباشد نمى‏تواند به فهم و درك اين كلام نايل آيد. به هر حال، بايد عظمت خالق را به تمام معنا در نظرش مجسم نمايد و بعد با اين بينش، قرآن بخواند.

ج- حضور قلب:

از جمله آداب باطنى، حضور قلب و ترك حديث نفس است، انسان بايد با جديت و اجتهاد قرآن بخواند چنانكه «قوت» در يا يَحْيى‏ خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ « سوره مريم، آيه 12» به همين معنا تفسير شده است؛ يعنى انسان بايد در حين قرائت قرآن، قلب خود را از ما سوى اللّه فارغ و تنها به عظمت و جلال خدا مشغول نمايد. و به قول قرآن كريم: وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا « سوره مزمل، آيه 8» يعنى از همه چيز بريدن و تنها به سوى او رفتن و به او دل بستن نه آنكه زبان مشغول خواندن قرآن باشد ولى قلب در هواى ديگر بسر برد.

د- تدبر:

در رابطه با تدبر در معانى آيات، در قرآن و احاديث دستور اكيد داده شده است كه به بعضى از آنها اشاره مى‏كنيم:

1- أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها « سوره محمد، آيه 24».

يعنى: «آيا در قرآن تدبر نمى‏كنند يا دلهايشان مقفل و بسته است».

2- كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ « سوره ص، آيه 29».

يعنى: «كتاب مباركى را بر تو نازل كرديم تا در آيات آن تدبر نمايند و صاحبان درايت، متذكر شوند».

3- أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً « سوره نساء، آيه 82».

يعنى: «آيا در قرآن تدبر نمى‏كنند، اگر اين قرآن از ناحيه غير خدا بود هر آينه مى‏خواست در آن اختلاف بسيار باشد».

4- «قال علي عليه السّلام ... ألا لا خير في قرائة ليس فيها تدبّر، ألا لا خير في عبادة ليس فيها تفقه» « بحار، ج 92، ص 211».

يعنى: «على عليه السّلام فرمود: آگاه باشيد قرائتى كه در آن تدبر نباشد و عبادتى كه در آن بصيرت و فهم و شعور نباشد، خيرى در آن نيست».

5- «عن علي بن الحسين عليهما السّلام قال: آيات القرآن خزائن العلم فكلّما فتحت خزانة فينبغي لك أن تنظر فيها» « بحار، ج 92، ص 216».

يعنى: «امام زين العابدين عليه السّلام فرمود: آيات قرآن خزائن و گنجينه علمند پس در هر خزانه‏اى كه گشوده شد سزاوار است براى تو كه در آن خزينه نظر كنى».

منظور از تدبر در آيات، اين است كه به هر آيه‏اى كه مى‏رسد در معناى آن آيه و اينكه آن آيه در چه زمينه‏اى نازل شده است فكر كند كه آيا در رابطه با صفات و افعال خداست؟ آيا در زمينه حالات انبياست؟ آيا در احوال مكذبين و ملحدين و منكرين حق است؟ و اينكه آنها چگونه هلاك شدند؟ و آيا مربوط به اوامر الهى يا نواهى اوست؟ و آيا درباره بهشت است يا جهنم؟ و آيا مثل است يا موعظه؟ و آيا در بيان حلال و حرام است يا اخلاق و سيره و امثال اينها. و سپس خود را با آيه وفق دهد و ببيند اعمال و صفات و سيره او مطابق قرآن هست يا نه؟ اگر هست خدا را شكر كند و به آن صفت باقى بماند و اگر خداى ناكرده نيست، صفات و رفتار غير قرآنى را رها كرده و خود را متخلق به اخلاق قرآنى قرار دهد، اين است معناى عبرت گرفتن از قرآن. على عليه السّلام مى‏فرمايد:

«تدبّروا آيات القرآن و اعتبروا به فإنّه أبلغ العبر».

يعنى: «در آيات قرآن تدبر نماييد و از آن عبرت بگيريد؛ زيرا بليغترين و رساترين مايه عبرت، قرآن است».

ه- تخليه موانع فهم:

يكى از آداب آن است كه قارى قرآن كه در صدد فهم قرآن است بايد موانعى را كه در درون جانش براى قرآن وجود دارد از خود دور نمايد؛ زيرا با وجود موانع براى فهم و حجابها براى درك، فهم معانى قرآن ميسر نخواهد بود؛ چون معانى قرآن جزء ملكوت است و نظر به ملكوت عالم با داشتن حجابهاى مادى ممكن نيست. رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود:

«لو لا أنّ الشّياطين يحومون على قلوب بني آدم لنظروا إلى الملكوت».

يعنى: «اگر نبود دميدن شياطين بر قلبهاى فرزندان آدم، هر آينه به ملكوت عالم نظر مى‏كردند».

براى رفع حجب و رسيدن به معانى قرآن، ابتدا بايد صفات رذيله را از خود دور نمود و سپس خود را متصف به صفات جميله نموده و خباثت باطنى را طرد و صفا و خلوص را در درون خود ايجاد نمود و در رفتار نيز از گناهان پرهيز كرده و خود را آلوده به معاصى و پليدى نكرد كه پليدان را در حريم اسرار حق راهى نيست. و بالاتر از همه، عقايد خود را با موازين شريعت نبوى منطبق ساخت و تحت ولايت ائمه هدى عليهم السّلام زندگى نمود و آنگاه فهم قرآن براى او ميسر خواهد شد.

و- خشوع و تأثر قلبى:

از جمله آداب باطنى اين است كه انسان وقتى قرآن مى‏خواند به هر آيه كه مى‏رسد به حسب معانى كه در آيات است قلبش متأثر و محزون شود. و در هر آيه به تناسب معناى آن آيه در قلب او حزن، خوف يا رجاء حاصل شود البته هر چه معرفت يك انسان نسبت به قرآن بيشتر باشد خشوع و تحت تأثير قرار گرفتن او نيز بيشتر خواهد بود. قرآن كريم مى‏فرمايد:

أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ ... « سوره حديد، آيه 16».

يعنى: «آيا وقت آن نرسيده است كه قلوب مؤمنين بخاطر ذكر و ياد خدا و قرآنى كه از ناحيه حق و بحق نازل شده است، خاشع شود؟».

و در حديث وارد شده است كه: حضرت رضا عليه السّلام در راه خراسان شبها در رختخوابش بسيار قرآن مى‏خواند و به هر آيه بهشت يا جهنم كه مى‏رسيد، گريه مى‏كرد و از خدا مى‏خواست تا او را از عذاب جهنم پناه داده و داخل در رحمت بهشتش نمايد .

و در حديثى از رسول خدا مى‏خوانيم:

«ما من عين فاضت من قرائة القرآن إلّا قرّت يوم القيامة» .

يعنى: چشمى نيست در دنيا كه از قرائت قرآن بگريد مگر اينكه در روز قيامت سرد و خنك و مسرور و نورانى خواهد بود».

در روايات دستور گريه و حتى تباكى و خود را شبيه به گريه كننده در آوردن، داده شده است و گريه نيز بدون خشوع قلب و متأثر شدن آن تحقق پيدا نمى‏كند.

در رابطه با تلاوت قرآن، آداب ديگرى نيز هست كه اهل تحقيق به كتب مفصله مراجعه نمائيد.

حاصل آنكه: اگر كسى قرآن را با توجه به آداب ظاهرى و باطنى ياد شده بخواند، حق تلاوت را ادا كرده و به آيه 121 سوره بقره عمل كرده است كه فرمود:

الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ ....

يعنى: «كسانى كه به آنها قرآن داده‏ايم و آنها قرآن را آنگونه كه شايسته اوست تلاوت مى‏كنند چنين كسانى مؤمن به قرآنند».

و امام صادق عليه السّلام در ذيل آيه فوق كه دارد: «يتلونه حقّ تلاوته»، فرمود:

«يرتّلون آياته و يتفهّمون معانيه و يعملون بأحكامه. و يرجون وعده و يخشون عذابه و يتمثّلون قصصه و يعتبرون أمثاله و يأتون أوامره و يجتنبون نواهيه و ما هو و اللّه بحفظ آياته و سرد حروفه و تلاوة سوره و درس أعشاره و أخماسه حفظوا حروفه و أضاعوا حدوده و إنّما هو تدبّر آياته يقول اللّه تعالى: كتاب أنزلناه إليك مبارك ليدّبّروا آياته» .

يعنى: «امام صادق عليه السّلام فرمود: منظور از حق تلاوت اين است كه: آياتش را با ترتيل بخواند و معانى آن را بفهمد و به احكام آن عمل نمايد و به وعده‏هايش اميدوار و از عذابش ترسناك باشد و قصص و حكايات آن را متمثل شده و از مثالهايش عبرت گيرد و بر طبق اوامرش عمل كرده و نواهى آن را ترك نمايد، قسم به خدا (منظور از حق تلاوت اين است) نه صرفا حفظ آيات و جمع كلمات و حروف و تلاوت سوره‏ها و درس يك دهم يا يك پنجم قرآن، (اما عده‏اى از مسلمين) حروف قرآن را حفظ كرده ولى حدود آن را ضايع نمودند و مقصود از حق تلاوت در آيه، تدبر در آيات قرآن است چنانكه خداى بزرگ فرمود: كتاب مبارك را بر تو نازل كرديم تا (امت) در آيات آن تدبر نمائيد».

بنابراين، مسلمين موظف به خواندن قرآن مى‏باشند اما نه هر خواندنى بلكه‏خواندنى كه شايسته قرآن باشد (حق تلاوت) و آن نيز در كلام امام صادق ترجمه و تفسير شده به امورى كه در بخش آداب ظاهرى و باطنى تلاوت قرآن در صفحات پيشين اكثر آنها ذكر شده است.

اميدواريم كه خداوند سبحان توفيق تلاوت قرآن را آنگونه كه حق تلاوت است به ما عنايت فرمايد، «اللهم آمين».

6- استماع قرآن و ادب آن‏

الف- استماع:

نه تنها خواندن قرآن براى خواننده ثواب و فضيلت دارد بلكه براى شنونده نيز ثواب بسيار دارد، لذا در روايات براى استماع قرآن، بهره‏ها و ثوابها ذكر كرده و دستور استماع آن را داده است و براى آن آدابى نيز مقرر داشته‏اند:

1- وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ « سوره اعراف، آيه 204».

يعنى: «وقتى قرآن خوانده مى‏شود، گوش فرا دهيد و سكوت نماييد شايد مورد رحمت حضرت حق قرار گيريد».

2- رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: «ألا من إشتاق إلى اللّه فليستمع كلام اللّه» .

يعنى: «آگاه باشيد! هر كسى مشتاق و محب خداست پس كلام خدا را گوش نمايد».

3- و در حديث ديگر فرمود: «يدفع عن قارى‏ء القرآن بلاء الدّنيا و يدفع عن مستمع القرآن بلاء الآخرة» «3».

يعنى: «از خواننده قرآن بلاى دنيا و از شنونده آن، بلاى آخرت دفع مى‏شود».

4- و در حديث ديگر فرمود: «من استمع إلى آية من كتاب اللّه، كتبت له حسنة مضاعفة و من تلا آية من كتاب اللّه كانت له نورا يوم القيامة» .

يعنى: «هر كس به آيه‏اى از كتاب خدا گوش فرا دهد، براى او حسنه‏اى دو چندان نوشته مى‏شود و هر كس آيه‏اى از كتاب خدا را تلاوت نمايد، براى او نورى در قيامت خواهد بود».

به هر حال، روايات در رابطه با استماع قرآن و فضيلت آن بسيار است و ما به همين مقدار اكتفا مى‏كنيم.

ب- ادب استماع:

از جمله آداب استماع قرآن، سكوت در حين قرائت ديگرى و توجه به معانى و مضامين آن، و خشوع و سجده است:

1- وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ « سوره اعراف، آيه 204».

يعنى: «هنگامى كه قرآن خوانده مى‏شود، گوش فرا داده و سكوت نماييد تا مورد ترحم قرار گيريد».

2- إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا يُتْلى‏ عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً وَ يَقُولُونَ سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ كانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولًا وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ يَبْكُونَ وَ يَزِيدُهُمْ خُشُوعاً « سوره اسراء، آيه 107- 109».

يعنى: «صاحبان درايت و علم، وقتى قرآن بر آنان خوانده مى‏شود، به رو به خاك مى‏افتند و سجده مى‏كنند و مى‏گويند: منزه است پروردگار ما و وعده پروردگار ما يقينا تحقق پيدا خواهد كرد و به رو به خاك مى‏افتند و گريه مى‏كنند و خشوع‏شان بيشتر مى‏شود».

3- در حديثى از امام صادق عليه السّلام پرسيدند كه: آيا در هنگام قرائت قرآن ديگرى، سكوت بر مستمع واجب است؟ فرمود: آرى؛ «إذا قرء القرآن عندك فقد وجب الإستماع و الانصات».

بنابراين، سكوت و گوش فرا دادن و خشوع و سجده كردن در هنگام شنيدن آيه‏سجده و گريه كردن، جزء آداب استماع قرآن است .

7- حفظ قرآن‏

در رابطه با حفظ قرآن و اينكه حفظ قرآن يكى از بزرگترين نعمتهاى الهى است كه به بنده‏اى مى‏رسد و اينكه هيچ نعمتى با آن قابل مقايسه نيست و اينكه قلبى كه ظرف قرآن باشد هيچگاه عذاب نمى‏شود و اينكه انسانى كه در باطن و درون او قرآن نباشد مانند خانه خراب است و اينكه حافظ قرآن، حامل قرآن است و حامل قرآن جزء اشراف امت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده و جزء عرفاى اهل بهشت است و اينكه حافظ قرآنى كه عامل به آن نيز باشد، در قيامت با انبيا و اولياى الهى و سفراى پروردگار خواهد بود و ... روايات بسيارى وارد شده است :

1- امام صادق عليه السّلام فرمود: «الحافظ للقرآن، العامل به مع السّفرة الكرام البررة».

يعنى: «حافظ قرآنى كه عامل به آن نيز باشد، همدرجه با سفراى ارجمند الهى خواهد بود».

2- رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: «أشراف أمّتي حملة القرآن و أصحاب اللّيل».

يعنى: «اشراف و بزرگواران امت من دو گروه‏اند: حاملين قرآن و ياران شب».

3- رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: «حملة القرآن عرفاء أهل الجنّة».

يعنى: «حاملين قرآن، عرفاى اهل بهشت مى‏باشند».

4- رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: «إنّ الّذين ليس في جوفه شي‏ء من القرآن كالبيت الخراب» «3».

يعنى: «كسى كه در قلب او چيزى از قرآن نباشد، مانند خانه خراب است».

5- رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: «لا يعذّب اللّه قلبا وعى القرآن» .

يعنى: «قلبى را كه در بر گيرنده قرآن باشد، خداوند آن قلب را عذاب نمى‏كند».

6- امام عسكرى از آباء گرامش، از امير المؤمنين عليه السّلام و او از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل كرده كه آن حضرت فرمود: «حملة القرآن المخصوصون برحمة اللّه، الملبّسون نور اللّه، المعلّمون كلام اللّه، المقرّبون من اللّه، من والاهم فقد والى اللّه، و من عاداهم فقد عادى اللّه، يدفع اللّه عن مستمع القرآن بلوى الدّنيا، و عن قاريه بلوى الآخرة ...» .

يعنى: «حاملين قرآن مخصوص و ويژه رحمت خدا و ملبّس به نور الهى و تعليم يافتگان كلام ربانى و مقربين درگاه حضرت حق‏اند، دوستى با آنان دوستى با خداست و دشمنى با آنان دشمنى با خداست، خداوند از شنونده قرآن بلاهاى دنيا و از خواننده قرآن بلاهاى آخرت را دفع مى‏فرمايد ...».

روايت در اين زمينه بسيار است ولى ما به همين چند حديث اكتفا مى‏كنيم.

بر كسى مخفى نيست كه اين همه عظمت براى صرف حفظ حروف و كلمات قرآن نيست بلكه مهم حفظ حدود و عمل به محتواى قرآن است، لذا در احاديث مى‏خوانيم بعضيها حامل و حافظ قرآنند اما اهل آتش مى‏باشند، آنان كسانى هستند كه آيات خدا را به استهزا گرفته‏اند. على عليه السّلام فرمود:

«من قرء القرآن فمات فدخل النّار فهو ممّن كان يتّخذ آيات اللّه هزوا» .

و يا در حديثى از امام صادق عليه السّلام مى‏خوانيم كه قاريان قرآن سه دسته‏اند: عده‏اى براى كسب ثروت از ملوك و فخر فروشى بر مردم قرآن مى‏خوانند، اينها اهل آتش‏اند و عده‏اى نيز حروف قرآن را حفظ نموده ولى حدود آن را ضايع نمودند، اينها نيز اهل آتش‏اند:

«و قارى قرأ القرآن فحفظ حروفه و ضيّع حدوده فذاك من أهل النّار».

و عده‏اى هم قرآن مى‏خوانند و به همه دستورات آن عمل مى‏كنند و حلال آن را حلال و حرام آن را حرام مى‏دانند، اينها كسانى هستند كه خداوند آنها را از گمراهى نجات داده و از اهل بهشتند و درباره هر كس كه بخواهند مى‏توانند شفاعت كنند .

و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود:

«إنّ أحقّ النّاس بالتّخشّع في السّرّ و العلانية لحامل القرآن و إنّ أحقّ الناس بالصّلاة و الصّيام في السرّ و العلانية لحامل القرآن» .

يعنى: «سزاوارترين مردم به ترس از خدا در سرّ و علن حامل قرآن است و سزاوارترين مردم به اقامه نماز و گرفتن روزه در خفا و آشكارا، حامل قرآن است».

اين چنين حافظان و حاملان قرآنند كه آنهمه عظمت و ارزش دارند نه هر حافظ قرآنى و لو به مضامين آن پايبند نباشد.