آغاز عزاداری امام حسین (ع)

برای روشن شدن موضوع بیان دو نکته از باب مقدمه ضروری به نظر می رسد:

۱٫ یاد و خاطرۀ شخصیت های برجسته و برگزیدۀ تاریخ بشر باید زنده بماند و صفات و حالات پسندیدۀ آنان مورد توجه باشد. از این رو، می بینیم که پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) در زنده نگهداشتن یاد و نام شهیدان، به ویژه سید و سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع)، از شیوه های گوناگونی بهره می گرفتند.

و این را می دانیم که برگزاری مراسم و عزاداری و برقراری جلسات سخنرانی و بیان ایثار و حماسۀ شهداء کربلا؛ زنده نگه داشتن یاد و خاطرۀ آنها است؛ و همچنین قدر دانی و سپاسگزاری از زحمات آنها است علاوه کلاس درسی است برای انتقال مفاهیم و پیام هایی که آنان خواستند به بشریت بیاموزند و منتقل کنند.

۲٫ گریه بر شهداء و اقامۀ عزا: در تاریخ می خوانیم:

الف. چون حمزه کشته شد، صفیه دختر عبد المطلب به جستجوى او برآمد، انصار میان او و جسد حمزه مانع شدند، پیامبر (ص) فرمود: آزادش بگذارید. صفیه آمد و کنار پیکر حمزه نشست و چون او بلند مى‏گریست پیامبر (ص) هم گریه مى‏کرد و هر گاه او آهسته مى‏گریست، پیامبر (ص) هم آهسته گریه مى‏کردند. فاطمه (ع) دختر پیامبر (ص) هم مى‏گریست و آن حضرت هم با گریه او گریه مى‏کرد و مى‏فرمود: هرگز مصیبتى به بزرگى مصیبت تو به من نرسیده است! آنگاه، خطاب به صفیه و فاطمه فرمود: مژده دهید! هم اکنون جبرئیل به من خبر داد که در آسمان هاى هفتگانه براى حمزه نوشته‏اند که او شیر خدا و شیر رسول خدا است[۸۷].

ب. بعد از جنگ احد پیامبر (ص) به سوى مدینه روان شد که به یکى از خانه‏هاى انصار گذشت، شنید که بر کشتگان خویش مى‏نالند و گریه مى‏کنند، اشک در دیده وى جمع شد و بگریست و گفت: «اما کسى بر حمزه نمى‏گرید.» و چون سعد بن معاذ و اسید بن حضیر به محله بنى عبد الاشهل بازگشتند به زنان قبیله گفتند: «کارهاى خویش را رها کنند و بروند بر عموى پیامبر (ص) بگریند[۸۸].

ج. پیامبر اسلام (ص) در سال هشتم، جعفر بن ابى طالب و زید بن حارثه و عبد الله بن رواحه را با لشکرى براى جنگ روم به شام فرستاد لشکر به جایى در شام از ناحیه بلقاء از زمین دمشق که به آن” مؤته” گفته می شد رسید، زید پرچم را گرفت و نبرد کرد تا کشته شد. سپس جعفر آن را گرفت و دست راستش بریده شد پس با دست چپ نبرد کرد، دست چپش هم بریده شد و سپس از میان دو نیم شد… رسول خدا بعد از شهادت آنها فرمود: …على مثل جعفر فلتبک البواکى،” بر مانند جعفر، باید زنان نوحه‏گر گریه کنند.” اسماء دختر عمیس خثعمى که زن جعفر بود، گفت: وقتی خبر شهادت جعفر را از رسول خدا شنیدم فریاد زدم: وا جعفراه. و فاطمه دختر رسول خدا آواز مرا شنید در حالی که فریاد مى‏زد: وا ابن عماه،” اى واى پسر عمویم” پس رسول خدا در حالی که رداى خود را مى‏کشید و بى اختیار اشک مى‏ریخت بیرون رفت و مى‏گفت: على جعفر فلتبک البواکى،” زنان گریه کننده، باید بر جعفر گریه کنند.” سپس گفت: یا فاطمة اصنعى لعیال جعفر طعاما فانهم فى شغل،” اى فاطمه براى خانواده جعفر خوراکى فراهم ساز که آنها گرفتارند.” پس فاطمه سه روز براى آنان خوراک تهیه کرد و این در میان بنى هاشم معمول شد[۸۹].

د. گریۀ فاطمه (س) بر رسول الله (ص) سعید بن سلیمان از عبّاد بن عوّام، از هلال بن خبّاب، از عکرمة، از ابن عبّاس نقل‏ مى‏کند که مى‏گفته است چون سوره نصر نازل شد پیامبر (ص) فاطمه (ع) را فراخوانده فرمود: خبر مرگ مرا به من داده‏اند. فاطمه (ع) گوید: گریستم، پیامبر (ص) فرمود: گریه مکن که تو نخستین کس از اهل من هستى که به من ملحق مى‏شوى، و خندیدم[۹۰].

ه. امامان بزرگوار شیعه (ع) و شیوه های گوناگون بزرگداشت عزاداری امام حسین(ع):

الف) برپایی مجالس سوگواری

یکی از شیوه هایی که امامان (ع) برای زنده نگه داشتن نهضت حسینی به کار گرفته اند، برپایی مجالس سوگواری، گریستن و گریاندن برای مصیبت های جانسوز کربلا و یادآوری آن حادثه در زمان های  مناسب است.

امام سجاد (ع) در طول دوران امامتش پیوسته سوگوار قصۀ عاشورا بود، در این مصیبت آنقدر گریست که از «بکائین» بسیار گریه کنندگان بشمار آمد و لقب گرفت.[۹۱]

علقمه حضرمی نقل می کند که امام باقر (ع) در روز عاشورا برای امام حسین (ع) در خانه اش اقامه عزا می کرد و خود آن حضرت برای جدش می گریست، تقیه نمی کرد و به کسانی که در خانه بودند می فرمود: برای آن حضرت سوگواری کنند و در مصیبت حسین (ع) به یکدیگر تسلیت بگویند.[۹۲]

امام صادق (ع) به داود رقی فرمود: من هرگز آب سرد ننوشیدم جز این که به یاد امام حسین (ع) افتادم.[۹۳]

از حضرت امام رضا (ع) روایت شده است: وقتی ماه محرم می شد، کسی پدرم (امام کاظم (ع)) را خندان نمی دید و اندوه و حزن بر وی غالب می شد تا روز دهم، و چون روز عاشورا فرا می رسید، آن روز، روز مصیبت و حزن و گریۀ او بود و می فرمود: امروز، روزی است که حسین (ع) شهید شده است.[۹۴]

ائمه اطهار (ع) نه تنها خود در عزای سالار شهیدان می گریستند، بلکه همواره مردم را به گریستن بر آن حضرت تشویق و ترغیب می نمودند. در روایتی آمده است: هر کس بر حسین (ع) بگرید، یا (حتی) یک تن را بگریاند، پاداشش بهشت است و هر کس حالت اندوه و گریه به خود بگیرد  نیز، پاداشش بهشت است.[۹۵]

شاعرانی که مصیبت های کربلا را به شعر درآورده و در مجالس و محافل می خواندند، همواره مورد لطف و عنایت ویژۀ امامان معصوم (ع) قرار می گرفتند، افرادی چون کمیت اسدی، دعبل خزاعی، سید حمیری و …[۹۶].

پس همان طور که ملاحظه نمودید نه تنها از جانب پیامبر (ص) و ائمه (ع) از اصل گریه و اقامۀ مراسم عزاداری منعی صورت نگرفته بلکه با توجه به شواهد و نمونه هایی که از گریه ها و عزاداری هایی که از آن معصومین (ع) برای شهداء اسلام به ویژه امام حسین (ع) بیان شد، تردیدی باقی نمی ماند که این از سنت پیامبر و ائمه است.

۳٫ اما آیا لازم است شیوۀ عزاداری همۀ مناطق و همۀ زمان ها یکسان باشد، در این باره باید گفت که از مجموع آموزه های دینی استفاده می شود که اصل گریه و اقامۀ عزا از ما خواسته شده است و اما نوع و کیفیت عزاداری به عرف و شیوۀ هر شهر و منطقه واگذار شده است و تا مادامی که شارع مقدس از نوع خاصی از عزاداری منع نکرده[۹۷] یا انجام نوع خاصی از عزاداری با اصول و ارزشهای دیگر اسلام و مکتب اهل بیت منافات نداشته باشد، می توان قائل به جواز آن نوع عزاداری شد.[۹۸]

برای آگاهی بیشتر، توجه شما را به گفتاری از استاد هادوی تهرانی در بارۀ شیوه های صحیح برگزاری مجالس عزاداری جلب می کنیم:

بدون شک برگزاری مراسم عزاداری امام حسین (ع) یکی از شعائر بزرگ شیعیان محسوب می شود که در طول تاریخ توانسته ارزشهای مکتب تشیع را حفظ کند و از نسلی به نسل دیگر منتقل کند. امام حسین (ع) همانطور که در روایت وارد شده عامل بقاء حقیقت اسلام است و به تعبیری که نقل شده است «حسین منی و انا منی حسین» که در تفسیر این عبارت گفته شده است که حسین (ع) فرزند نبی خاتم ” نوه بزرگوار آن حضرت است” و رسول اکرم (ص) اگر فرمودند «و انا من حسین» از این باب بوده است که مکتب اهل بیت (ع) که حقیقت اسلام بوده و اسلام حقیقی در آن تجلی دارد توسط امام حسین (ع) باقی می ماند. بقاء این مکتب به همین مجالس و عزاداری ها و توجه به امام حسین (ع) بوده و هست. اما در کنار اهمیت برگزاری این مجالس که در واقع فرصتی است برای آشنایی بیشتر با مکتب امام حسین (ع) و حقائق دین به شکل عمومی و مسائل مربوط به امامت به صورت خاص، باید توجه داشت که مسائل فرهنگی جانبی این گونه مجالس باید به گونه ای باشد که با ارزش ها و آرمان های امام حسین (ع) سازگار باشد و با معیارها و موازین اسلامی هیچ گونه تنافی نداشته باشد یکی از مهمترین مسائلی که باید در این گونه مجالس مورد توجه قرار بگیرد اجتناب از محرمات است. امام حسین (ع) در راه امر به معروف و نهی از منکر شهید شدند، امر به معروف یعنی دعوت مردم به نیکی ها و نهی از منکر یعنی بازداشتن مردم از بدی ها و از آنچه که دین از آنها منع کرده است. بنابراین مجالس امام حسین (ع) باید به گونه ای باشد که خود آن مجالس مصداق امر به معروف و نهی از منکر باشد. یعنی کسانی که وارد این مجالس می شوند دعوت بشوند به نیکی ها و خیرات و آنچه که خداوند به آن امر کرده است و به تعبیری نهی بشوند از آنچه که از آنها منع کرده است و اگر خدای ناکرده در این گونه مجالس مصداقی از منکر تحقق پیدا بکند و یا معروفی مورد غفلت قرار بگیرد مثلاً به نماز بی اعتنایی بشود و مقدسات دیگری مورد توجه قرار بگیرند، بدون شک این با آرمان امام حسین (ع) سازگار نیست.

در این گونه مجالس همۀ افرادی که شرکت می کنند چه برگزار کنندگان این مجالس و چه مردمی که به عنوان مخاطب و شنونده شرکت می کنند و چه گویندگان مسئولیت دارند. همه مسئول هستند که حافظ آرمان های امام حسین (ع) باشند هر یک به شکلی و به نحوی از انحاء و به تناسب موقعیت و جایگاه خودشان، گویندگانی که در این گونه مجالس معارف دینی به مردم عرضه می کنند باید آن مطالب به گونه ای باشد که دانایی و دانش مردم را نسبت به دین افزایش بدهد و در کنارش ایمان و باور آن ها را به حقائق دینی تقویت بکند، باور و ایمان حقائق دینی در اسلام مبتنی است بر ارزش ها و موازین عقلی، اسلام دین عقل، دین خرد، دین دانایی و معرفت و روشنایی است، نه دین جهل و خرافه و افسانه. بنابراین گوینده ای که آنجا سخن می گوید باید اطلاعاتی که در اختیار مردم قرار می دهد اطلاعات درست و صحیح از اسلام باشد. اگر خدای ناکرده مطالب نادرستی از اسلام را بیان بکند و اطلاعات غلط در اختیار مردم قرار بدهد این خودش نوعی مصداق اشاعه منکر خواهد بود و به نحوی از انحاء خلاف آرمان امام حسین (ع) است.

اگر این جلسات به گونه ای باشد که با توسعه خرافه ها و مطالب باطل، ایمان مردم را متزلزل کند و نسل متفکر و خردمند ما را نسبت به این گونه مجالس کم اعتنا بکند، این با آرمان امام حسین (ع) و با ارزش های اسلامی ناسازگار است. مجالس امام حسین (ع) باید مجلس حقائق دین و مجلس معارف دین در کنار شور و عشق به امام حسین (ع) باشد. اگر ذاکری آنجا ذکر مصیبت می کند باید آنچه را که مستند است به مستندات تاریخی و متناسب است با شأن امام حسین (ع) برای مردم بیان کند، باید حقائق تاریخی و آن مصیبت هایی را که امام حسین (ع) و خاندان بزرگوار، فرزندان و یاران باوفای ایشان تحمل کردند را به زبان مناسب، که زیباترین زبان برای بیان این احساسات زبان شعر است برای مردم بیان کند. اما نباید مطالب نادرست تاریخی که سند درستی ندارند و یا حتی مطالبی که احیاناً با مفاهیم اسلامی ناسازگاری دارد به اسم معارف امام حسین (ع) یا به اسم عشق به امام حسین (ع) عرضه بشود. عشقی که در اسلام ارزشمند است، عشق مبتنی بر عقل و خرد است آن عشق سرخی که عقل سرخ را در واقع نورانی می کند معرفت و حقیقت دین را باید در واقع تجلی بخش باشد و آن را در قالب ایمان و باور برای مردم متجلی کند. نه اینکه ما مطالب خلاف دین، خلاف تاریخ، خلاف عقل را به مردم عرضه بکنیم، به اسم اینکه عشق به امام حسین یا ایمان به امام حسین (ع) را می خواهیم در جامعه توسعه بدهیم.

اهمیت عزاداری امام حسین(ع)

برای پی بردن به اهمیت عزاداری امام حسین (ع) توجه به چند نکته ضروری است:

۱٫ توجه به فضیلت ها و صفات والای انسان های فرزانه و برجسته و برگزیده.

یکی از محورهایی که در آیات متعددی از قرآن کریم مورد تأکید واقع شده، زنده نگه داشتن یاد و خاطرۀ مردان الهی و شخصیت های فرزانه و برجستۀ تاریخ، و سرگذشت عبرت آموز آنان است.

در سورۀ مریم، خداوند می فرماید: «در این کتاب از ابراهیم نیز یاد کن، او بسیار راستگو و پیامبر خدا بود»[۹۹] و سپس برخورد قهر آمیز او را با بت ها و بت پرستان بیان می کند.

در آیۀ دیگری می فرماید: «در این کتاب از ادریس نیز یاد کن، او بسیار راستگو و پیامبر (بزرگی) بود و ما او را به مقام والایی رساندیم».[۱۰۰] و در پی آن به پیامبرانی اشاره می کند که مشمول نعمت های خدا قرار گرفتند.

و در سورۀ دیگری می فرماید: «به خاطر آور بندۀ ما ایوب را، هنگامی که پروردگارش را خواند (و گفت: پروردگارا) شیطان مرا به رنج و عذاب افکنده است (به او گفتیم) پای خود را بر زمین بکوب، این چشمۀ آبی خنک برای شستشو و نوشیدن است و خانواده اش را به او بخشیدیم و همانند آن را به آنان افزودیم تا رحمتی از سوی ما باشد و تذکری برای اندیشمندان».[۱۰۱]

روشن است که در این آیات و مانند آن، به جنبه های شخصی و خانوادگی و کارهای معمولی در زندگی این بزرگان توجه نشده است، بلکه از صلاحیت ها و فضیلت های اخلاقی و برنامه های سازندۀ آنان سخن به میان آمده است، و این موضوع نمایانگر آن است که یاد و خاطرۀ شخصیت های برجسته و برگزیدۀ تاریخ بشر باید زنده بماند و صفات و حالات پسندیدۀ آنان مورد توجه باشد. از این رو، می بینیم که امامان معصوم (ع) در زنده نگه داشتن یاد و نام شهیدان کربلا، به ویژه سید و سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع)، از شیوه های گوناگونی بهره می گرفتند.

۲٫ امامان بزرگوار شیعه (ع) و شیوه های گوناگون بزرگداشت عزداری امام حسین(ع):

الف) برپایی مجالس سوگواری

یکی از شیوه هایی که امامان (ع) برای زنده نگه داشتن نهضت حسینی به کار گرفته اند، برپایی مجالس سوگواری، گریستن و گریاندن برای مصیبت های جانسوز کربلا و یادآوری آن حادثه در زمان های  مناسب است.

امام سجاد (ع) در طول دوران امامتش پیوسته سوگوار قصۀ عاشورا بود، در این مصیبت آنقدر گریست که از «بکائین» بسیار گریه کنندگان بشمار آمد و لقب گرفت.[۱۰۲]

علقمه حضرمی نقل می کند که امام باقر (ع) در روز عاشورا برای امام حسین (ع) در خانه اش اقامه عزا می کرد و خود آن حضرت برای جدش می گریست، تقیه نمی کرد و به کسانی که در خانه بودند می فرمود: برای آن حضرت سوگواری کنند و در مصیبت حسین (ع) به یکدیگر تسلیت بگویند.[۱۰۳]

امام صادق (ع) به داود رقی فرمود: من هرگز آب سرد ننوشیدم جز این که به یاد امام حسین (ع) افتادم.[۱۰۴]

از حضرت امام رضا (ع) روایت شده است: وقتی ماه محرم می شد، کسی پدرم (امام کاظم (ع)) را خندان نمی دید و اندوه و حزن بر وی غالب می شد تا روز دهم، و چون روز عاشورا فرا می رسید، آن روز، روز مصیبت و حزن و گریۀ او بود و می فرمود: امروز، روزی است که حسین (ع) شهید شده است.[۱۰۵]

ائمه اطهار (ع) نه تنها خود در عزای سالار شهیدان می گریستند، بلکه همواره مودم را به گریستن بر آن حضرت تشویق و ترغیب می نمودند. در روایتی آمده است: هر کس بر حسین (ع) بگرید، یا (حتی) یک تن را بگریاند، پاداشش بهشت است و هر کس حالت اندوه و گریه به خود بگیرد  نیز، پاداشش بهشت است.[۱۰۶]

تشویق شاعران به مرثیه سرایی، شاعرانی که مصیبت های کربلا را به شعر درآورده و در مجالس و محافل می خواندند، همواره مورد لطف و عنایت ویژۀ امامان معصوم (ع) قرار می گرفتند، افرادی چون کمیت اسدی، دعبل خزاعی، سید حمیری و …

ب) تشویق و ترغیب به زیارت امام حسین (ع):

بزرگداشت بزرگان و زیارت قبر قهرمانان رسم نیکی بوده است که از دیرباز میان ملت های جهان و امت های گوناگون، مورد توجه بوده و هنوز هم هست. از این میان سید و سالار شهیدان و رهبر آزادگان، امام حسین (ع) آفتابی دیگر و بزرگی بس بهتر و بزرگتر است که باید نام و یادش را به نیکی تمام، بزرگ داشت. سخنان پیشوایان پاک و معصوم (ع) در فضیلت زیارت کربلای حسینی چندان زیاد است که می توان گفت: برگزیدگان خدا در هر فرصت و مناسبتی مردم را به زیارت مرقد نورانی سالار شهیدان (ع) تشویق و ترغیب می کردند، تو گویی این برنامه ای بود که خود را بر آن متعهد می دانستند و این کار گذشته از این که سبب پیوند روحی و فکری مسلمانان با آن امام همام بود، نوعی از مبارزه، بلکه بهترین مبارزه با ستمگران و زورمداران نیز به حساب می آمد، چنان که همیشه چنین بوده و امروز نیز چنین است؛ در باب زیارت آن حضرت، احادیث فراوانی داریم که به یکی از آنها بسنده می کنیم.

امام صادق (ع) فرمود: هر کس می خواهد در روز قیامت بر سر سفره های نور بنشیند به زیارت امام حسین (ع) برود. [۱۰۷]

۳٫ ویژگی ماه محرم، ماه پیروزی خون بر شمشیر:

ماه محرم کتابی است بسیار گرانبها، روز و شب هایش، ساعت ها و لحظه هایش، صفحاتی است از درس معرفت الله و انسانیت و شرافت و عزت و آزادگی، آری، هم چگونه زیستن را به انسان می آموزد و هم چگونه مردن را. حسین (ع)، این گنجینه پر بها با گفتن «هیهات منا الذله» به همۀ نسل ها و عصرها و به همه زمان ها و زمین ها، پیام داد که هان، ای فرزندان آدم و ای حق طلبان و عدالت خواهان جهان! به پاخیزید و در برابر حکومت های شیطانی و زورگویان و ستمگران سر تسلیم فرود نیاوردید… .

علاوه حسین (ع) در آخرین لحظات عمرش که یکه و تنها در برابر هزاران جلاد تا دندان مسلح قرار داشت با جملۀ «هل من ناصر ینصرنا…» نصرت و یاری خواست، گویا او از همۀ انسان های بیدار، از هر نسل و در هر زمان یاری می طلبد، او که ساعات و دقایقی پیش، یاران و عزیزانش را یکی پس از دیگری از دست داده است، او که جنازۀ جوان دلبندش، حضرت علی اکبر را کشان کشان به خیمه برده و دقایقی قبل، قمر بنی هاشم، برادر وفادار و علمدارش، حضرت عباس(ع) را در خون غلطان دیده، او که دیگر کسی را نداشته و امیدی بر زنده ماندن ندارد و می داند که به زودی با لب تشنه به ملاقات جدش، رسول خدا (ص) خواهد رفت، برای چه کمک می خواهد و از چه کسی نصرت می طلبد؟! او برای نجات خود از مرگ، صدایش را به «هل من ناصر…» بلند نکرده است، بلکه از نسل های آینده نیز یاری می جوید که درخت توحید و یکتاپرستی را که در حال خشکیدن است فراموش نکنند و از خونی که او و یارانش برای آبیاری آن درخت ریختند، پاسداری نمایند، تا نهضت عاشورا جاودانه بماند و خاطرۀ حماسه شهیدان کربلا همیشگی باشد و اسلام را بیمه کند.

۴٫ سوگواری عامل وحدت و رمز موفقیت:

هر ملتی برای بقا و موفقیت خویش نیاز به عامل وحدت و اجتماع دارد، بدون شک مهم ترین عامل وحدت در میان پیروان اهل بیت پیامبر (ص) که با کمترین زحمت و هزینه، می تواند توده های میلیونی را گرد یک محور قرار دهد. همین مراسم عزاداری بر سالار شهیدان و یاران با وفای اوست. این عامل می تواند رهایی بخش انسان ها از چنگ استبداد و استعمار باشد. در طول تاریخ جریان سوگواریی بر شهیدان کربلا، زمینه ساز قیام ها و انقلاب های کوچک و بزرگ بوده است، مانند قیام توابین که با یزیدیان جنگیدند، و قیام مختار که اکثر خون آشامان کربلا را به سزای اعمالشان رساند و شکست سختی بر سپاه نیرومند اموی وارد ساخت و … . به طور کلی به گفتۀ برخی از صاحب نظران، بیشتر انقلاب های دنیا از توجه به قیام حماسه سازان کربلا نشأت گرفته است که یک نمونۀ آشکار آن، آزادسازی شبه قاره هند، از دست استعمار انگلیس بود. گاندی رهبر این انقلاب می گوید: من برای ملت هند چیز تازه ای نیاوردم، فقط نتیجه ای که از مطالعات و تحقیقاتم درباره تاریخ زندگی قهرمان کربلا به دست آورده بودم، ارمغان ملت هند نمودم، اگر بخواهیم ملت هند را نجات دهیم واجب است همان راهی را بپیماییم که حسین بن علی (ع) پیمود.[۱۰۸]

نمونۀ دیگر آن، نقش عظیم حادثه کربلا و عاشورا، در به وجود آمدن انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) است که دنیا را به لرزه افکند. و نمونۀ اخیر آن، مقاومت حزب الله لبنان که وابسته به مکتب حسین (ع) بودند در برابر اسرائیل و رژیم تا دندان مسلح صهیونیستی است که آنان در برابر قدرت ایمان و فداکاری حزب الله گیج و مبهوت شدند و با شکستی مفتضحانه روبرو گشتند.

امیدواریم ما نیز از ارادتمندان واقعی آستان مقدس اباعبدالله الحسین (ع) و پیروان راستین آن بزرگوار بوده و عنایت وی شامل حال ما گردد.

ثواب زیارت امام حسین (ع)

اسلام دین ارزش هاست و پاداش های الاهی وعده داده شده در آن، نتیجه اعمال خالصانه انسان ها برای خداست؛ زیرا خداوند متعال بهترین و عادل ترین پاداش دهنده هاست و اجر هیچ نیکو کاری را ضایع نمی کند.[۱۰۹] هرچه اعمال نیک انسان خالصانه تر باشد و هرچه در راه خداوند سختی ها و مشقت های بیشتری را تحمل کرده باشد پاداش و ارزش او در پیشگاه خداوند بیشتر است. بر همین اساس است که انبیاء الهی و ائمه طاهرین دارای مقام بسیار والایی در پیشگاه خداوند متعال هستند. همچنین حضرت حسین بن علی (ع) (امام سوم شیعیان) دارای مقام بسیار بلندی در نزد خداوند متعال است. این مقام نه به جهت نسبت نسبی آن حضرت با شخص رسول خدا (ص) است بلکه به خاطر اهداف، ویژگی ها، اعمال، فداکاری ها، ایثار گری ها و مصیبت هایی است که آن امام حسین (ع) در راه حفظ اسلام و قرآن و انجام تکلیف الهی خود متحمل گردید حسین بن علی ‏(ع)  در نبرد با یزید و یزیدیان هدف خدایی داشت و به دنبال ارضای تمنیات نفسانی نبود.  امروزه بر همگان روشن است که اگر امام حسین (ع) ،در برابر انحرافات بزرگ و فاحش بنی امیه سکوت می کرد، از اسلام تنها اسمی باقی مانده بود. واقعیت و حقیقت آن در بند بنی امیه اسیر می‏شد و به دست ما نمی‏رسید. فداکاری حسینی که آمیختگی عشق و عقل برین بود، اسلام را از خطر نابودی و سقوط به دست اراذل بنی­امیه محفوظ داشت؛ [۱۱۰]

از سویی دیگر؛ امام حسین ‏(ع) می‏دانست که هیچ شانسی برای زنده ماندن ندارد، می‏داند که آنها می‏خواهند او را شهید کنند و نیز از سابقۀ مردم کوفه در سست عهدی نسبت به پدر و برادر، با خبر بود، با این حال با همه سرمایه خود (جان خود، نزدیکان، فرزندان و یاران و…) به میدان آمد و با روی باز، با رضایت کامل از قضاء الهی به دفاع از دین خدا پرداخت و با خون خود درخت اسلام را آبیاری کرد و جان تازه ای به اسلام بخشید.

گرچه همواره در راه خدا انسان های بزرگی از اولیاء خدا و پیامبران الهی جان خود را فدا کرده اند اما واقعه شهادت مظلومانه امام حسین (ع) و یارانش به لحاظ تعداد شهداء و نحوه به شهادت رسیدن و جنایات دیگری که بعد از شهادت آنان نسبت به اجساد شهداء و غارت و  اسارت  زن و فرزندان شهدا توسط یزیدیان انجام شد در تاریخ نظیر ندارد!

خداوند متعال می فرماید: ما اجر صابران را بدون حساب می دهیم ![۱۱۱]

آیا تاریخ بشریت مصیبتی سنگین تر از مصیبت های بیشمار امام حسین و صبری بالاتر از صبر حسین علی(ع) سراغ دارد؟ از طرف دیگر همه مصیبت ها و صبر آن حضرت خالصانه و در راه خدا بوده و ذره ای از آن در راه منافع شخصی و هواهای نفسانی نبوده است.

با توجه به این مسائل، خداوند متعال چه پاداشی به امام حسین بدهد که هم در خور مصیبت های آن حضرت و هم در شأن عدالت و جود و کرم خدا وند رب الارباب باشد.

براین اساس خداوند پاداش های زیادی به ایشان داده است که یکی از آنها عزت و عظمت در این دنیا است به حدی که همه مردم را تشویق و ترغیب به زیارت مرقد مطهر آن حضرت کرده و اجر و پاداش زیادی به زائرین آن حضرت وعده داده است. یکی از این وعده های الهی  حدیثی است که شیخ مفید ره و دیگران بصورت متواتر نقل کرده اند. امام جعفر صادق (ع) فرمود: “…و کسی که در روز عاشوراء قبر امام حسین را زیارت کند همانند این است که خداوند را در بالای عرش او ملاقات کرده است”.[۱۱۲]

البته این چیز عجیبی نیست؛ زیرا ما نظیر این روایت در باره زیارت قبر پیامبر نیز بسیار داریم. امام جعفر صادق (ع) فرمود:” کسی که رسول خدا(ص) را زیارت کند همانند این است که خداوند را در بالای عرش او ملاقات کرده است “.[۱۱۳]

امام رضا (ع) در باره معنای زیارت خداوند فرموده است: از آنجا که ر ؤیت و زیارت خداوند ممکن نیست خداوند زیارت پیامبرش را به منزله زیارت خود قرار داده است. [۱۱۴]

البته باید توجه داشت که زیارت امام حسین (ع) موجب زنده ماندن اهداف بلند آن حضرت که همانا زنده نگه داشتن دین خدا و دستورات قرآن است می باشد.


[۱]. کلینی، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج‏۴، ص۵۷۶٫ این جمله در زیارت اول رجب، نیمۀ رجب، شعبان و زیارت امام حسین (ع) در روز عرفه وارد شده است.

[۲]. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج‏۴۵، ص۳۳۳؛ کرمی، علی، در سوگ امیر آزادى- گویاترین تاریخ کربلا، ص۳۸۵‏.

[۳]. چهار هزار فرشته براى یاری امام حسین (ع) بزمین آمدند و دیدند کشته شده است آنها  بر سر قبرش ژولیده و خاک آلود باشند تا قائم (ع) ظهور کند و یاریش کند و شعار آنها «یا لثارات الحسین» است‏؛ شیخ صدوق، الأمالی، ص۱۳۰، المجلس السابع و العشرون؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج‏۴۴، ص۲۸۶٫

[۴]. قمی، شیخ عباس، منتهی الآمال، ج۱، ص۵۴۲؛ همچنین امام باقر(ع) فرمود: «وَ الْقَائِمُ مِنَّا إِذَا قَامَ طَلَبَ بِثَأْرِ الْحُسَیْنِ (ع‏)»؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج‏۴۴، ص۲۱۸٫

[۵]. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۵۲، ص۳۰۸٫

[۶]. صاحب تفسیر نمونه می­گوید: ثار هیچگاه در لغت عرب بمعنى خون نیامده است، بلکه بمعناى «خونبها» است، (در لغت عرب به خون، «دم» اطلاق می­شود) ؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج‏۴، ص۲۲۹٫

[۷]. ایشان در شرح عبارت: «و أنک ثار الله فی الأرض» می­گوید: «الثأر بالهمز، الدم و طلب الدم أی أنک أهل ثار الله و الذی یطلب الله بدمه من أعدائه أو هو الطالب بدمه و دماء أهل بیته بأمر الله فی الرجعة»؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۹۸، ص۱۵۱٫

[۸]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۴، ص۹۷٫

[۹]. نک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج‏۴، ص۲۲۹؛ قرائتى، محسن، تفسیر نور، ج‏۲، ص۴۴۳٫

[۱۰]. هود، ۶۴٫

[۱۱]. ابراهیم، ۳۷٫

[۱۲]. «هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ» الإضافة إلى الله تشریفیة، کإضافة مکة إلى الله یقال: «بیت الله»، و إضافة دم الحسین (ع) إلى الله، یقال: «ثار الله»؛ نک: حسینى شیرازى، سید محمد، تقریب القرآن إلى الأذهان، ج‏۲، ص۲۰۰٫

[۱۳] آنچه انسان را به سوی خدا نزدیک می­کند، یا از قبیل نوافل است که به معنای مقرباتی است که خداوند آن را بر بندگان خود واجب نکرده است، بلکه آنان تقرباً الی الله آن را بر خود لازم گردانیده­اند و مرتکب می­شوند. و یا از قبیل فرائض که به معنای مقرباتی هستند که خداوند آن اعمال را بر بندگان خود واجب و لازم کرده است و بندگان نیز بنابر امتثال امر، آن را ارتکاب نموده­اند.

[۱۴]. برای آگاهی بیشتر نک: ترخان، قاسم، نگرشی عرفانی، فلسفی و کلامی به: شخصیت و قیام امام حسین (ع)، ص ۹۱- ۱۰۴، انتشارات چلچراغ، چاپ اول، ۱۳۸۸ ه ش. گفتنی است که همه منابع آدرس داده شده از نرم افزارهای مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نور، است.

[۱۵]. طبرسى، امین الاسلام فضل بن حسن، إعلام الورى، ص۴۰۰، چاپ سوم‏، ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، ۱۳۹۰ هـ ق.‏.

[۱۶]. شریف قرشی، باقر، حیاة الامام الحسین بن على(ع)، ج۲، ص۲۶۴، دار الکتب العلمیة، قم، ۱۳۹۶ هـ ق.؛ امام در جمله‏اى دیگر مى‏فرماید: «اللهم انى احب المعروف و انکر المنکر»، مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۴۳، ص۳۲۸، ، ۱۱۰ جلد، مؤسسة الوفاء، بیروت، لبنان‏، ۱۴۰۴ هـ ق.‏

.[۱۷] «الاترون الى الحق لایعمل به والى الباطل لایتناهى عنه لیرغب المؤمن فى لقاءاللَّه فانى لاارى الموت الاّ السعادة والحیاة مع الظالمین الاّ برماً»، اعیان الشیعة، ج۴، بخش اول، ص۲۳۴ و ۲۳۵، دار التعارف للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۶ هـ ق؛ امام در خطابش به لشکر کوفه فرمود: «اناللَّه و انا الیه راجعون هولاء قوم کفروا بعد ایمانهم فبعداً للقوم الظالمین»، گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم، موسوعة کلمات الامام الحسین، ص۴۱۷-۴۱۶، چاپ سوم، دارالمعروف للطباعة والنشر، ۱۴۱۶ – ۱۹۹۵ م.

[۱۸]. دیگر باید فاتحۀ اسلام و مسلمانى را خواند و با آن وداع گفت، آن گاه که جامعه و مردم دچار زمامدار و رهبرى مانند یزید گردند. ابن طاووس، اللهوف على قتلى الطفوف‏، ص۱۱، انتشارات جهان، تهران، ۱۳۴۸ هـ ش.

.[۱۹] مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۹۸، ص۳۳۱٫

[۲۰] شیخ صدوق، ثواب الأعمال، ص ۹۷، انتشارات شریف رضی، قم، ۱۳۶۴ هـ ش.

[۲۱] صحیفة الرضا(ع)، ص ۹۴، ح ۳۰، کنگره جهانی امام رضا(ع)، ۱۴۰۶ هـ ق.

[۲۲] شیخ صدوق، معانی الأخبار، ج ۱، ص ۱۷۹، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۳۶۱ هـ ش.

[۲۳] عیون اخبار الرضا، جزء دوم، ص ۱۲۸، ح ۶، تصحیح و تعلیق سید مهدی حسینی لاجوردی، چاپ ۱۳۷۷ هجری قمری، ناشر میرزا محمد رضا مهتدی، چاپ اول (برگرفته از نرم افزار جامع الاحادیث نور)

[۲۴] قمی، شیخ عباس، منتهی الامال، ج ۲، ص ۳۰، چاپ هجرت

[۲۵] اصول کافی، ج ۱، ص ۴۶۷،انتشارات آخوندی،

[۲۶] خلاصه الاقوال فی معرفه الرجال، بخش دوم، ص ۲۴۱، باب ۷،کلمه عمرو؛ نک: شهربانو همسر امام حسین.

[۲۷] تاریخ یعقوبى، ج ۲، ص ۳۰۳٫

[۲۸] تاریخ قم، ص ۱۹۵

[۲۹] اصول کافى، ج ۲، ص ۳۶۹٫

[۳۰] بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۹

[۳۱] عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۲۸

[۳۲] الارشاد، ص ۴۹۲

[۳۳] بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۹

[۳۴] الارشاد، ص ۴۹۲

[۳۵] زندگانى على ابن الحسین(ع)، ص ۱۲

[۳۶] شعوبیه، ص ۳۰۵

[۳۷] نک: مادر امام سجاد

[۳۸] دینوری، ابومحمد عبدالله بن مسلم بن قتیبه، الامامة و السیاسة، تحقیق علی شیری، ج ۱، ص ۲۱۷به بعد، نشر دارالاضواء، بیروت.

[۳۹] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۳، ص ۱۲۹، انتشارت دار صادر، بیروت ۱۳۸۵ هـ ۱۹۶۵ م؛ ابن عبدالبرّ،‌الاستیعاب، ج ۳، ص ۱۲۲۹ و ۱۲۳۰،تحقیق علی محمد البجاوی، انتشارات دار الجیل،بیروت، ط الاولی، ۱۴۱۴هـ۱۹۹۲م؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج ۴، ص ۶۲۲، تحقیق عادل احمد عبد الموجود و علی محمد معوض، انتشارات دارلکتب العلمیه، بیروت،ط الاولی، ۱۴۱۵هـ ۱۹۹۵م .

[۴۰]. دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج ۱۰، مقاله شماره ۳۹۱۸ (الامامةوالسیاسة)، انتشارات مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی،تهران،۱۳۷۶٫

[۴۱] . حر عاملی، وسائل الشیعة، ج ۲۲، ص ۲۱ ، نشرآل البیت.

[۴۲] . طلاق، ۲، “وَ أَشهِْدُواْ ذَوَىْ عَدْلٍ مِّنکمُ‏ْ وَ أَقِیمُواْ الشَّهَادَةَ لله‏”.

[۴۳] حر عاملی، وسائل الشیعة،  ج ۲۲، ص ۲۵ ،”و لا یجوز الطلاق إلا بشاهدین …”.

[۴۴].مفید محمد بن نعمان ،الارشاد، سلسلة مؤلفات شیخ مفید، ج ۲، ص ۱۳۵، دارالمفید، بیروت، ۱۴۱۴ هـ. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج ۴، ص ۷۷، موسسه انتشارات علامه، چاپ علمیه قم. طبرسی، اعلام الوری،  ج ۱، ص ۴۷۸، موسسه آل‌بیت، چاپ اول، ۱۴۱۷ هـ.

الزبیری مصعب، نسب قریش، ص ۵۹، دارالمعارف، قاهره چاپ سوم. بلاذری، انساب الاشراف، ج ۳، ص ۱۲۸۸، دارالفکر، بیروت، چاپ اول ۱۴۱۷ هـ.

سبط‌ بن جوزی، تذکرة الخواص، ص ۲۴۹، موسسه اهل البیت، بیروت، چاپ اول، ۱۴۰۱ هـ.

[۴۵]. الاربلی،کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج ۲، ص ۳۸، تحقیق رسولی، تبریز، سوق مسجد الجامع.

[۴۶]. قمی شیخ عباس، نفس الهموم، ص ۴۱۵ و ۴۱۶، انتشارات مکتبه الحیدریه، چاپ اول، ۱۳۷۹ ش.

الایقاد، شاه عبدالعظیمی، ص ۱۷۹، تحقیق رضوی، منشورات فیروزآبادی، چاپ اول، ۱۴۱۱ هـ.؛

حائری، معالی السبطین، ج ۲، ص ۱۷۰، موسسه النعمان، بیروت، ۱۴۱۲ هـ.

قمی شیخ عباس، منتهی الآمال، ج ۱، ص ۸۰۷، موسسه انتشارات هجرت، چاپ چهارم، ۱۴۱۱ هـ.

طبری عمادالدین کامل بهائی، ج ۲، ص ۱۷۹، مکتبه المصطفوی.

[۴۷]. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۱۵، « …یا اخی فاطم الصغیرة کلمّها فقد کاد قلبها ان یذوبا»؛

القندوزی، ینابیع المودة، ج ۲، ص ۴۲۱، انتشارات الشریف الرضی، چاپ اول ۱۳۷۱ ش.

[۴۸]. برای اطلاع بیشتر به نمایه «رقیه دختر امام حسین» شمارۀ ۷۲۳۵ (سایت اسلام کوئست ۷۳۱۸) مراجعه نمایید.

[۴۹]. مفید محمد بن نعمان، الارشاد، ، ج ۲، ص ۳۷، انتشارات علمیه اسلامیه.

[۵۰]. طبرسی، اعلام الوری ، ج ۱، ص ۴۱۸، نشر آل‌البیت، مفید محمد بن نعمان ، الارشاد ص ۲۵، اربلی، کشف الغمة ، ص ۱۵۷٫

[۵۱]. موسوی عبدالرزاق ، مقتل الحسین(ع)، ، ص ۳۹۷، منشورات بصیرتی.

[۵۲]. همان

[۵۳]. الذهبی،تاریخ الاسلام، ج ۷، ص ۳۷۱٫ دارالکتاب العربی، بیروت، لبنان.

[۵۴]. ابوالفرج الاصفهانی،  مقاتل الطالبین، ص ۹۴، ۱۱۹، ۱۳۳، ۱۶۷؛ البلاذری، انساب الاشراف، ج ۳، ص ۳۶۲٫ ؛ ابن حنان، الثقات، ج ۴، ص ۳۵۱، مؤسسة الکتب الثقافه.؛ البخاری، التاریخ الصغیر، ج ۱، ص ۲۷۳، دار المعرفه، لبنان، بیروت.؛ العصفری، تاریخ خلیفة بن خیاط، ص ۲۷۴، دار الفکر، بیروت.، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج ۸، ص ۴۷۵، بیروت. ؛ المزنی، تهذیب الکمال، ج ۶، ص ۳۹۷، مؤسسة الرساله.، ابن عامر، تاریخ المدینة، ج ۲، ص ۵۲، و ج ۲۹، ص ۶۹ در صفحات مختلف، دمشق دار الفکر.؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج ۴، ص ۳۱۶، و ج ۷، ص ۱۰۷، دارالکتاب الاسلامی، القاهره.؛ مجلسی محمد باقر، بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۶۹، ص ۴۷، بیروت.؛ قمی شیخ عباس، منتهی الآمال، ، ج ۱، ص ۵۴۷، مطبوعات حسینی.

[۵۵] علامه مجلسی، بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۳۳۰، مؤسسة الوفاء، بیروت لبنان.

[۵۶] سید بن طاووس، لهوف، ص ۱۴۱، ترجمه میر ابوطالبی، سید ابوالحسن، ناشر: دلیل ما، قم، چاپ اول، ۱۳۸۰ ش.

[۵۷] شیخ صدوق، امالی، ترجمه کمره ای، محمد باقر، ص ۶۳۸، اسلامیه، تهران، چاپ ششم، ۱۳۷۶؛ البته شبیه این روایت در «کافی» مرحوم کلینی هم آمده است، الکافی، ج۱، ص ۲۸۳و۲۸۴٫

[۵۸] انفال، ۹٫

[۵۹] ر.ک: مصباح یزدی، محمد تقی، آذرخشی دیگر از آسمان کربلا، از ص  ۴۴-۶۶، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ پنجم، ۱۳۸۰٫

[۶۰] بحار الانوار، ج۴۴، ص ۳۲۹٫

[۶۱] بحارالانوار،ج ۴۴، ص ۳۶۶؛ محدث اربلی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج ۲، ص ۲۹، ناشر: بنی هاشمی، تبریز، چاپ اول، ۱۳۸۱؛ لهوف، ص ۱۱۰و ۱۱۱٫

[۶۲] ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، ص ۲۸ تا ۳۰، مرکز چاپ و انتشارات اسراء، چاپ پنجم، ۱۳۸۷٫

[۶۳] شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، ص ۲۷٫

[۶۴] بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۶۶؛ کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج۲، ص ۲۹؛ لهوف، ص ۱۱۰و ۱۱۱٫

[۶۵] ر.ک: مصباح یزدی، محمد تقی، آذرخشی دیگر از آسمان کربلا، از ص  ۴۴-۶۶، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ پنجم، ۱۳۸۰٫

[۶۶] بحار الانوار، ج۴۴، ص ۳۲۹٫

[۶۷] بحارالانوار،ج ۴۴، ص ۳۶۶؛ محدث اربلی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج ۲، ص ۲۹، ناشر: بنی هاشمی، تبریز، چاپ اول، ۱۳۸۱؛ لهوف، ص ۱۱۰و ۱۱۱٫

[۶۸] ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، ص ۲۸ تا ۳۰، مرکز چاپ و انتشارات اسراء، چاپ پنجم، ۱۳۸۷٫

[۶۹] شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، ص ۲۷٫

[۷۰] بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۶۶؛ کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج۲، ص ۲۹؛ لهوف، ص ۱۱۰و ۱۱۱٫

[۷۱] بر گرفته از سؤال ۶۹۸۳ (سایت: ۷۵۰۳)، نمایه:  کمک جنیان و فرشتگان به امام حسین (ع) در روز عاشورا.

[۷۲] بر گرفته از سؤال ۵۸۰ (سایت: ۶۳۳)، نمایه: امام حسین (ع) و رد نمودن آب در روز عاشورا.

[۷۳] کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج ۱، ص ۲۳۰، ح ۱٫

[۷۴] محمود شریفی و دیگران، فرهنگ جامع سخنان امام حسین، ترجمه، علی مؤیدی.

[۷۵] همان، ص ۵۳۴٫

[۷۶]. مجلسی، محمد باقر بحارالأنوار ج : ۴۵ ص : ۵۹ ،انتشارات دارالوفاء، بیروت۱۴۰۴ ه.ق،۱۱۰جلدی؛ سید بن طاووس  ،اللهوف ص : ۱۳۱،انتشارات جهان،تهران، ۱۳۴۸ه.ش؛مازندرانی،ابن شهر آشوب، المناقب ج : ۴ ص : ۱۱۳،انتشارات علامه، قم ،۱۳۷۹ه.ق،۴جلدی

[۷۷]. بحارالأنوار ج : ۴۵ ص : ۱۷۵

[۷۸]. بحارالأنوار ج : ۹۸ ص : ۳۱۸ حدیث: ۸

[۷۹] دکتر جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، قم، منشورات شریف رضی، چاپ اول، ج ۸، ص ۴۶۰٫

[۸۰] همان.

[۸۱] یعقوبی، مروج الذهب ج ۲ ص ۱۹۲، به نقل از جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب، ج ۸، ص ۴۴۱٫

[۸۲] دکتر جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب ج ۸، ص۴۴۶٫

[۸۳] برای آگاهی بیشتر، می توانید به منابع زیر مراجعه کنید:

۱٫ بیرونی، ابوریحان، آثار الباقیه، چاپ اروپا، ص ۳۲۹٫

۲٫ آدم متز، الحضارة الاسلامیة فی القرن الرابع الهجری، بیروت ۱۳۸۷ ه . ق، ج ۱، ص ۱۳۷٫

۳٫ شیخ عباس قمی، الکنی و الالقاب، نجف اشرف، ۱۳۹۰ ه . ق، ج ۱ ص ۴۳۱٫

۴٫ ابن حجر هیثمی، الصواعق المحرقة، مصر، ص ۱۸۱٫

۵٫ ابن تیمیه، اقتضاء الصراط المستقیم، ریاض، مکتبة الریاض الحدیثة، ص ۳۰۱٫

۶٫ مقریزی، الخطط و الآثار، مصر، تاریخ نشر ۱۲۷۰، ه. ق، ج ۱، ص ۴۹۰٫

[۸۴] قزوینی، زکریا، عجائب المخلوقات، بیروت، دارالقاموس الحدیث، ج ۱، ص ۱۱۵٫

[۸۵] زرندی حنفی، نظم درر السمطین، تهران، کتابخانه نینوا، ص ۲۳۰؛ عاملی، سید جعفر مرتضی، بزرگداشت ها در اسلام، ترجمه محمد سپهری، قم، دفتر تبلیغات، چاپ سوم ، ص ۴۷٫

[۸۶] . موسوی مقرّم ،عبدالرزّاق ، زندگانی امام زین‌العابدین(علیه السلام)، ، ترجمه حبیب روحانی، ص ۵۷۸؛ شریف قرشی، باقر، تحلیلی از زندگانی امام سجاد(علیه السلام)، ، ترجمه محمدرضا عطایی، ج ۱، ص۲۴۳ .

[۸۷] واقدى، محمد بن عمر،  مغازى تاریخ جنگهاى پیامبر(ص)، ترجمه، دامغانى، محمود مهدوى، ص ۲۰۹، تهران، مرکز نشر دانشگاهى، چاپ دوم، ۱۳۶۹ش.

[۸۸] طبرى، محمد بن جریر،  تاریخ الطبری، ترجمه‏، پاینده، ابو القاسم، ج ‏۳، ص ۱۰۳۹ و ۱۰۴۰، چاپ پنجم، ۱۳۷۵ ش.

[۸۹] یعقوبى، احمد بن ابى یعقوب ابن واضح،  تاریخ الیعقوبى، ترجمه، آیتى، محمد ابراهیم، ج ‏۱، ص ۴۲۷ و ۴۲۸، انتشارات علمى و فرهنگى ، چاپ ششم ، ۱۳۷۱ش.

[۹۰] واقدى، محمد بن سعد کاتب، ترجمه، مهدوى دامغانى، محمود، الطبقات الکبرى، ترجمه، ج ‏۲، ص ۱۸۸، تهران، انتشارات فرهنگ و اندیشه، ۱۳۷۴ش؛ عز الدین على بن اثیر، ترجمه، حالت، ابو القاسم و خلیلى، عباس، تهران، مؤسسه مطبوعاتى علمى، ۱۳۷۱ش.

[۹۱] وسائل الشیعة، ج ۲، ص ۹۲۲٫

[۹۲] وسائل الشیعة، ج ۱۰، ص ۳۹۸٫

[۹۳] امالی صدوق، ص ۱۴۲٫

[۹۴] مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، بخش مربوط به اعمال ماه محرم.

[۹۵] بحارالانوار، ج ۲۴، ص ۲۸۴٫

[۹۶] نمایۀ شمارۀ ۲۳۰۲ (سایت اسلام کوئست: ۲۵۱۸).

[۹۷] نک: محدث نورى، مستدرک‏ الوسائل، ج ۲، ص ۴۵۸ ، مؤسسه آل البیت (ع)، قم، ۱۴۰۸ هجرى قمرى.

[۹۸] نمایه مرتبط: حکم قمه زدن در زمان حاضر، سؤال ۷۲۸ (سایت اسلام کوئست: ۷۷۲).

[۹۹] مریم، ۴۱٫

[۱۰۰] مریم، ۵۶ و ۵۷٫

[۱۰۱] ص،  ۴۱-۴۳٫

[۱۰۲] وسائل الشیعة، ج ۲، ص ۹۲۲٫

[۱۰۳] وسائل الشیعة، ج ۱۰، ص ۳۹۸٫

[۱۰۴] امالی صدوق، ص ۱۴۲٫

[۱۰۵] مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، بخش مربوط به اعمال ماه محرم.

[۱۰۶] بحارالانوار، ج ۲۴، ص ۲۸۴٫

[۱۰۷] «من سره ان یکون علی موائد النور یوم القیامة، فلیکن من زوار الحسین بن علی علیهما السلام»کامل الزیارات، ص ۱۳۵٫

[۱۰۸] نگاهی به زندگی امام حسین (ع)، محمد محمدی اشتهاردی، ص ۱۰۹٫

[۱۰۹]. آل عمران،۱۷۱:”أَنَّ اللَّهَ لا یُضیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنینَ”؛ توبه ،:”۱۲۰إِنَّ اللَّهَ لا یُضیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنینَ”.

[۱۱۰]. برگرفته از سوال ۴۲۱۸ (سایت اسلام کوئست: ۴۴۵۶)، نمایه: عاقلانه یا عاشقانه بودن کارهای امام حسین (ع) در روز عاشورا .

[۱۱۱]. الزمر،۱۰:” قُلْ یا عِبادِ الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّکُمْ لِلَّذینَ أَحْسَنُوا فی‏ هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَةٌ وَ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةٌ إِنَّما یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِساب”‏

[۱۱۲]. ۱۹۶۱۹-  جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُولَوَیْهِ فِی الْمَزَارِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْمُوسَوِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ نَهِیکٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ زَیْدٍ الشَّحَّامِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ مَنْ زَارَ الْحُسَیْنَ ع لَیْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ مَنْ زَارَهُ یَوْمَ عَرَفَةَ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَ حَجَّةٍ مُتَقَبَّلَةٍ وَ أَلْفَ عُمْرَةٍ مَبْرُورَةٍ وَ مَنْ زَارَهُ یَوْمَ عَاشُورَاءَ فَکَأَنَّمَا زَارَ اللَّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ.

[۱۱۳]. تهذیب‏الأحکام ج : ۶ ص : ۳  قاْلِ الصَّادِقِ ع مَنْ زَارَ رَسُولَ اللَّهِ ص کَمَنْ زَارَ اللَّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ ؛ وسائل‏الشیعة ج : ۱۴ ص : ۳۳۵،حدیث ۱۹۳۴۰، وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ زَیْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مَا لِمَنْ زَارَ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ کَمَنْ زَارَ اللَّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ الْحَدِیثَ.

[۱۱۴]. ۶-  ید، [التوحید] ن، [عیون أخبار الرضا علیه السلام‏] لی، [الأمالی للصدوق‏] الْهَمْدَانِیُّ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْهَرَوِیِّ قَالَ قُلْتُ لِعَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا تَقُولُ فِی الْحَدِیثِ الَّذِی یَرْوِیهِ أَهْلُ الْحَدِیثِ أَنَّ الْمُؤْمِنِینَ یَزُورُونَ رَبَّهُمْ مِنْ مَنَازِلِهِمْ فِی الْجَنَّةِ فَقَالَ ع یَا أَبَا الصَّلْتِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى فَضَّلَ نَبِیَّهُ مُحَمَّداً ص عَلَى جَمِیعِ خَلْقِهِ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الْمَلَائِکَةِ وَ جَعَلَ طَاعَتَهُ طَاعَتَهُ وَ مُبَایَعَتَهُ مُبَایَعَتَهُ وَ زِیَارَتَهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ زِیَارَتَهُ فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ.