خدايا من روزي از آسمان ميخوام....
خدايا من روزي از آسمان ميخوام....

روز اول ماه شوال و مصادف با عيد فطر عيد عيدي گرفتن
مائده/۱۱۴
عيسىبن مريم گفت: خداوندا، پروردگارا! مائدهاى از آسمان بر ما فرو فرست كه براى نسل كنونى و آيندگان ما عيد و نشانهاى از تو باشد و ما را روزى ده، كه تو بهترين روزى دهندگانى
فقیری به طلب رزق و روزی سر گردان بیرون خانه رفت که در مسجدی واعظی بالای منبر بود و مردم را به صلوات ترغیب و تشویق میکرد که: در فرستادن صلوات کوتاهی نکنید زیرا اگر ثروتمند صلوات بفرستد خداوند در مالش برکت میدهد و اگر فقیر صلوات دهد خدا از آسمان روزی او را میفرستد.
آن فقیر خارج شد و به صلوات دادن مشغول شد و سه روز این کار را مدام تکرار کرد تا گذرش بر خرابهای افتاد پایش به سنگی گیر کرد آن سنگ را برداشت و زیر آن خمره ای پر از طلا بود و با خودش گفت من روزی خود را از آسمان میخواهم نه از زمین و سنگ را روی سبوی طلا گذاشت و به منزل برگشت و ماجرا را برای زنش تعریف میکرد که همسایه یهودی وی مخفیانه این گفتگو را گوش میکرد. اما زنش عصبانی شد و اعتراض کرد.
مرد یهودی فورا سراغ خمره طلا رفت و به خانه آورد وقتی سر آن را برداشت دید پر از مار و عقرب است! و چنین پنداشت که مرد مسلمان قصد فریب و آزار وی را داشته است پس تصمیم گرفت خمره را بالای خانه مرد مسلمان ببرد و از روزنه روی سرشان بریزد تا ادب شوند!
از روزنه دید که زن و مرد با هم مشاجره میکنند و زن میگوید ای مرد چرا خمره طلا را نیاوردی و باید این گونه با فقر و تنگدسنی زندگی را بگذرانیم؟مرد فقیر گفت امیدوارم خدا از آسمان روزیمان را بدهد. بالا را نگاه کرد دید از روزنه طلا به پایین ریخته میشود و شروع به صلوات دادن کرد و زنش را با خوشحالی صدا میکرد. یهودی دید از سبو زر و طلا میآید آن را برگرداند دید داخلش فقط عقرب و مار است! دوباره به پایین ریخت دید طلا میشود به ذهنش رسید که این قضیه همانند قضیه حضرت موسی است که آب نیل برای قبطیها خون بود و برای سبطیها آب! در همان لحظه مرد فقیر را بالای بام دعوت کرد و به این ترتیب هم مرد فقیر ثروتمند شد و هم او سعادت پیدا کرد و مسلمان شد.
از همین آلان تصمیم بگیرید روزی حداقل 10 صلوات فرستاده و با توکل بر خدا از برکت آن فیض ببرید
رحمت و مغفرت الهي عيديتان![]()